هالیوود وعاشورا
روز نامه همشهری را تورق می کردم به چند آگهی انتشار کتاب بر خوردم که کمی تا قسمتی مرا به تعجب واداشت !!! در این آگهی ها نوشته بود کتا ب « برداشت نمادین هالیوود از عاشورا» منتشر شد. کتاب «نقشه سی آی ای در مورد فرهنگ عاشورا» منتشر شد .
به نظر شما این دوکتاب چرا وبرای چه منتشر شده است ؟ آیا نه این است که جهان به فکر شیعه افتاده است. اگر به تاریخ هزار ساله شیعه مراجعه نمائیم شا ید این حرف را بهتر فهم کنیم . شیعه یک اقلیت زیر پا له شده ودر طول تاریخ آماج قتل، تاراج، زندان وشکنجه ودشنام قرار داشتند وبرای همیشه تاریخ چوب تکفیر را بر فرق شان احساس می کردند و.... آیا با توجه به گذشته ی آن چنانی این توجه معنای عمیق تر ز یک توجه سطحی ندارد ؟؟؟؟
صرف نظراز محتوای کتاب که جه هست وچه مطالبی را در آن به بررسی وتحلیلی گرفته ولی نفس مطرح شدن حسین وعاشورا در هالیوود وتوجه و طرح نقشه سی آی ای در مورد فرهنگ عاشورا( با این ازآن بوی توطئه میا ید)بدین معنا نیست که جهان متوجه یک سلسله ویژگی هائی در این مکتب گشته اند ؟
جهان عقل ومنطق امروزبا شیعه ارتباط برقرار می کند تابداند این چه مکتبی است که می تواند سید حسن نصر الله بسازد می تواند حکومتی به اقتدار مقا بله با مستکبر ترین قدر ت جهان خلق کند و با صلا بت تمام در مقا بل آن ایستاده نه تنها کم نیا رد بلکه استکبار را وادار به عقب نشینی کند ؟
این نکته هم فرا موش نشود که بزرگ ترین مشکل شیعه در جهان مهجوریت وناشناخته ماندن آن ومحدود ماندن فرهنگ غنی آن است واین به اثر تلا ش تاریخی دشمنان است تا این فرهنگ در بین مردم را ه نیا بد که آغاز این تلا ش «منع نقل حدیث اهل بیت در بعد از رحلت رسول گرا می اسلا م »بود پس طرح تشیع وعاشورا وحسین در جهان به معنای پیروزی مسلم آن خواهد بود زیرا با توجه به این که شیعه بر منطق بسیار محکم استوار و با جر یا ن طبیعی فطرت همرا ه است، طرح آن در مجامع علمی وفرهنگی جهان یک گام به جلو خواهد بود .
البته از توطئه های دشمن هم نبا ید غافل ماند!!!
به نظر شما این دوکتاب چرا وبرای چه منتشر شده است ؟
نظرات تان را بهم بگید لطفا
بسم الله الرحمن الرحيم
ژنرال مهدي!
تحليل رمان پر تيراژ تركيه درباره ايران و عصر ظهور
احمد گولر
يكي از دوستان كه از تركيه براي ديدن ما به برلين آمده بود، بنا بر عادت، چند كتاب هديه آورد كه يكي از آنها، رماني علمي ـ تخيلي در مورد حضرت مهدي(عج) بود كه توجه من را به خود جلب كرد.
اين كتاب علمي ـ تخيلي از نويسنده جواني به نام «تورگان گولر» و در يكي از انتشارات معروف ملي به نام «پوپولي» به چاپ رسيده است.
نام اين كتاب «مهديكس»، (mehdix) است.
نويسنده كتاب، تكنسين كامپيوتر بوده و نكته جالب آنكه اين كتاب در مدت سه ماه، به چاپ شانزدهم رسيده است.
بيشك تنها دليل آن، موضوع كتاب است كه انتظار تودههاي عظيم مسلمانان تركيه را براي ظهور حضرت مهدي(عج) و برپايي عدالت در جهان و بازگشت به خويشتن و به دست آوردن شكوه معنوي و مادي گذشتهها و... برآورده ميكند و همچنين احساسات ملي ضدآمريكايي ضدصهيونيستي تركهاي مسلمان را نوازش ميدهد.
از اين نگاه، كتاب جالب بوده و به همين علت، ركورد فروش را شكسته است... اما در اين كتاب، مسئله مهدويت و ظهور، كاملا منحرف شده است، به گونهاي كه يك ژنرال لائيك تركيهاي، جانشين مهدي موعود(عج) ميشود!
خلاصهاي از اين كتاب 236 صفحهاي را با هم مرور ميكنيم:
رويدادهاي اين رمان علمي ـ تخيلي در استانبول و به محوريت مسجد معروف «اياصوفيه» ميگذرد؛ اياصوفيه همان معبد 1700 ساله جهان مسيحيت و نگين امپراتوري رم شرقي بوده است كه در سال 1453 ميلادي به دست تركهاي مسلمان عثماني، از كليسا به مسجد تبديل شد و تا تأسيس جمهوريت به عنوان بزرگترين و مهمترين مسجد سرزمين عثماني بود و براي اروپاي مسيحي نيز اين معبد عظيم به عنوان يك جايگاه استراتژيكي مذهبي، مفهوم و معناي خود را هميشه حفظ كرد. به همين دليل، پس از تأسيس جمهوريت به دست «كمال آتاتورك»، اين مكان حساس براي رضايت اروپاي مسيحي از مسجد به موزه تبديل شد.
براي تركهاي مسلمان و مليخواه، اين يك شكست بزرگ و تحويل دادن سنگر به دشمن كافر به شمار ميرفت و هنوز نيز حسرت خواندن نماز در آن مكان، بر دل نوادگان عثماني سنگيني ميكند... .
قهرمان اين رمان، يك ژنرال است؛ يك ارتشبد با چشمان آبي و موهاي طلايي (شبيه آتاتورك) فرمانده ستاد مشترك تركيه.
زمان، سال 2019 است؛ يعني زماني كه قوم يهود و مسيحي، جنگ آرماگدون را پيشبيني كردهاند!!
فرمانده ستاد مشترك تركيه با ديدن خوابي منقلب ميشود و در پنجاه سالگي، نخستين نماز صبح را با نگراني و تشويش به جاي ميآورد.
او به عنوان مهدي موعود انتخاب شده است؛ اين انتخاب با يك خواب شروع ميشود و با الهام تقويت شده و با ارتباطهايي از طريق اينترنت و تلفن به كمال ميرسد و وي مأمور ميشود تا «دجال» را از بين ببرد.
اين «دجال» كيست؟
ژنرال ترك از اينترنت كمك ميگيرد و كامپيوتر وي به طور غيرعادي او را هدايت كرده و سخنان پيامبر اسلام(ص) را در مورد دجال به وي منتقل ميكند؛ دجال، بزرگترين فتنه بشريت است كه در جايي بين شام و عراق ظهور كرده و دنيا را به فساد خواهد كشيد. وي ادعاي ربوبيت كرده و همگان را منحرف ميكند. او يك چشم دارد و بر پيشانياش كلمه «كافر» نوشته شده است. او بهشت را دوزخ و دوزخ را بهشت مينماياند... .
ژنرال متقاعد ميشود كه دجال يك دولت است و يك نظام بزرگ حكومتي است و كور بودن يكي از چشمان وي نيز به معناي نگرش تكبعدي مادهپرستي تفسير ميشود.
كامپيوتر به وي اين پيام را ميدهد: مستضعفان جهان در انتظار تواند! دجال را بكش!
ژنرال ترك بنا بر رهنمودهاي كامپيوتر خود، به دنبال عصاي حضرت موسي ميگردد. اين عصا و صندوق سكينه براي قوم يهود، ارزش فوقالعادهاي دارد و دارنده آن ميتواند با دجال مقابله كرده و او را بكشد.
ژنرال ترك اين عصا را با رهنمودهاي كامپيوتر در يكي از شهرهاي تركيه (انتاكيه) پيدا كرده و به دست ميآورد.
تنها كمك وي، رهنمودهاي مرموز كامپيوتر و آجودان مخصوص اوست.
در سال 2020 ميلادي، دولتهاي اروپايي بار ديگر از تركيه ميخواهند كه براي عضويت در اتحاديه اروپا، اياصوفيه را تبديل به كليسا كند. ژنرال ترك از اين درخواست ناراحت شده، براي مقابله به آنان، دستور تبديل اياصوفيه به مسجد را ميدهد و اين يعني اعلام جنگ به همه دولتهاي اروپايي و آمريكايي.
در اينجا نويسنده رمان، از سي نفر خائن ياد ميكند كه جلسات محرمانه تشكيل داده و از جانب يهود و مسيح دستور ميگيرند كه بسياري از آنان، از سردمداران كشور تركيه هستند.
كامپيوتر وي، ژنرال را از جلسات آنان آگاه ساخته و آنان را به ژنرال معرفي و ژنرال نيز با كمك نخستوزير، همگي را دستگير ميكند.
در اين هنگام، همه رسانههاي جهان به تركيه حمله كرده و دو كشور آمريكا و اسرائيل، ژنرال ترك را تهديد ميكنند تا از تبديل اياصوفيه به مسجد خودداري كند، اما وي در اين كار، مصمم است، به همين دليل، دولتهاي غرب، تركيه را وارد بحرانهاي اقتصادي ميكنند و از طرفي مسلمانان كشورهاي اسلامي از تركيه حمايت ميكنند و بيداري هيجانانگيزي در كشورهاي مسلمان آغاز ميشود.
روز 19 آگوست 2020 با شركت فرمانده ستاد مشترك تركيه و رئيسجمهور و نخستوزير در اياصوفيه نمازجمعه برپا ميشود. بدين ترتيب، تركيه دگرگون و الگوي تمام كشورهاي اسلامي ميشود.
كشورهاي غربي و در رأس آنها آمريكا و اسرائيل، تركيه را تحريم ميكنند كه به دنبال آن، اقتصاد تركيه فلج ميشود، اما پاكستان، مالزي و ديگر كشورهاي اسلامي به تركيه كمك مالي ميكنند. عربستان سعودي در اثر فشار مردم خود مجبور به تعطيل كردن پايگاههاي نظامي آمريكا در كشورش ميشود.
آمريكا تصميم ميگيرد با تركيه بجنگد. اسرائيل نيز در كنار آمريكا قرار ميگيرد و در اين هنگام ايران از تركيه حمايت ميكند و دو فروند از موشكهاي هستهايش را به سوي اسرائيل نشانه گرفته و آماده شليك ميكند. به اين ترتيب، اينگونه حمايت جانانه ايران نقشههاي آمريكا و اسرائيل را به هم ميزند و آنان از حمله به تركيه منصرف ميشوند.
در اين ميان، جاسوسهاي مسيحي و يهودي در داخل تركيه، دست به خرابكاريهايي ميزنند و آمريكا، يكي از ناوگانهاي جنگي خود را عازم آبهاي اين كشور ميكند. ناوگانهاي انگليس، فرانسه، آلمان و يونان نيز در آبهاي تركيه لنگر مياندازند.
در يك برنامه تلويزيوني، آمريكاييان و اسرائيليها با ديدن عصاي حضرت موسي در دستان ژنرال ترك، تصميم به كشتن وي ميگيرند، اما موفق نميشوند، زيرا ژنرال مهدي با كامپيوتر خود از توطئه آنان آگاه ميشود.
نيروهاي غربي به فرماندهي اسرائيل، استانبول را محاصره كرده و قصد بازپسگيري اياصوفيه را از تركها دارند، اما از كشورهاي مسلمان اعتراضها بلند شده و مردم اين كشورها از دولتهاي خود ميخواهند تا به تركيه كمك كنند.
در هنگامي كه موشكهاي ناوگانهاي آمريكايي، آماده شليك به استانبول ميشوند، اين بار نيز ايران از تركيه حمايت كرده و رئيسجمهور ايران در مصاحبهاي مطبوعاتي اعلام ميكند: در صورت حمله آمريكا به استانبول ايران نيز اسرائيل را با موشك خواهد زد. اسرائيل نيز وارد معركه شده و تهديد به استفاده از سلاحهاي هستهاي ميكند.
ژنرال ترك نگران درگيري با قدرت بزرگ آمريكا و غرب است، اما ناگهان با كمك عصاي موسي در آن سوي اقيانوس؛ يعني آمريكا زلزله بزرگي به وجود ميآورد. آمريكا از درون فرو ميپاشد و احساسات ضديهود در بين آمريكاييها اوج ميگيرد. در اين ميان اسرائيل براي كشتن ژنرال مهدي و به دست آوردن عصاي موسي، چندين بار دست به عملياتهاي تروريستي ميزند، اما به علت كمك عصاي موسي به ژنرال موفق نميشود.
يهوديان آمريكا و اروپا از ترس جان، به اسرائيل پناه ميبرند و اسرائيل نيز براي كسب موقعيت مذهبي و سياسي در اذهان قوم يهود، تصميم به تخريب مسجدالاقصي ميگيرد و ژنرال مهدي را تهديد ميكند عصاي موسي را به اسرائيل بدهد، چرا كه در غير اين صورت، اسرائيل كعبه را بمباران خواهد كرد، اما ژنرال مهدي نميترسد و به مكه رفته و در آنجا نماز ميگزارد. اسرائيل ميكوشد، هواپيماي ژنرال مهدي را سرنگون كند اما موفق نميشود، زيرا عصاي موسي در دستان ژنرال مهدي است و مهدي موعود مسلمانان شده است. در اين هنگام نيز رئيسجمهور ايران از ژنرال مهدي و از كشور تركيه حمايت كرده، اسرائيل را تهديد به حملات موشكي ميكند.
سپس اسرائيل، تصميم حمله به ايران را بررسي ميكند، اما راه به جايي نميبرد، زيرا ايران ديگر تبديل به يك قدرت هستهاي شده است. به اين ترتيب، اسرائيل، مسجدالاقصي را خراب ميكند و اين خشم جهان اسلام و حتي مسيحيان كاتوليك را برانگيخته و پاپ، خواهان خروج اسرائيل از سرزمينهاي اشغالي ميشود.
اسرائيل ميخواهد به ايران حمله كند، اما اين بار نيز منصرف ميشود، زيرا ايران داراي موشك «ملا ـ 3» با برد 700 كيلومتر است و جنگ با ايران براي اسرائيل خودكشي به شمار ميرود.
ايران براي حمايت بيشتر از ژنرال مهدي، پنج فروند از موشكهاي «ملا ـ 3» را به تركيه ميفرستد و در اسانبول مستقر ميكند. پاكستان نيز سه فروند موشك هستهاي ميفرستد. «مهديكس» نگران جنگ است، اما با رهنمودهاي غيبي، متوجه حقيقت كشته شدن نمرود به وسيله مگس كوچك ميشود. او نيز با كمك كامپيوتر خود ويروسي را فعال كرده و همه سيستمهاي الكترونيكي صهيون را بر هم ميزند.
در پايان، مهديكس پيروز شده و صهيون را وادار ميكند تا مسجدالاقصي را بار ديگر بسازد. پس از اتمام مسجدالاقصي، صهيون را ميكشد و سرزمينهاي اشغالي به صاحبان اصلي خود؛ يعني فلسطينيان بازگردانده ميشود و سربازان اسرائيلي به همراه يهوديان افراطي، سوار بر كشتي شده به آمريكا فرستاده ميشوند و مهديكس با پيروزي تمام به تركيه بازميگردد.
در پايان، مهديكس با وظيفه مهم ديگري عازم مأموريت ميشود.
درد بي درمان
حقیقت واژه تلخی است ، در قاموس ناپاکان ،
من از نقش حقیقتهای حلقاویز میترسم ! برگرفته از وب بوي پيراهن يوسف
علي پس از 25سال سكوت غمبار چون خاردرچشم و استخوان درگلو برمسند خلافت تكيه زد اما نامردان نگذاشتند او جا معه ایدال را به وجود آورد. در جنگ صفین که اوضاع بروفق مراد حضرت رقم نخورد وجهال خوارج فریب معاویه را خوردند حضرت با دل پردرد رو به اصحاب نموده گفت:
اُرٍيدُ اَ ن اُدائِيَ بٍكُمُ الناس وَ اَنتُم دائي من مي خواستم با كمك وياري شما مردم را مداوا كنم ولي شما در د من شديد .
اكثر اوقات وفتي با اين گونه كلمات امام تنها وغريب رو برو مي شويم اولين چيزي كه با خود زمزمه مي كنيم اين است كه مخاطب اين كلما ت با شنده گان كوفه وبصره بوده است وما فقط به غنوان يك مورخ وتماشاگر وقايع تاريخي با آن برخورد مي كنيم و... آيا واقعا همين طور است ؟ آیا به ما مربوط نيست وما مخاطب اين كلمات نيستيم ؟ گر چه مولا علي در بين ما نيست فزند علي چطور ؟ نكنه يه روزي همين جمله را مهدي (عج الله) د رمورد ما بر زبان جاري كند ويا شايد تا حال جاري كرده كه از شدت غفلت ما متوجه نشده ايم ؟ راستش من وقتي با اين فرا ز از درد دل امير المومنين روبرو شدم سخت برخود لرزيدم وذهنم رفت روي اين فاز كه نكنه يه روزي با ناشي گريهاي ما و خرابكاري هاي ما مهدي (عج الله) فا طمه همين جمله را با نارضايتي تمام د رباره ما در زبان مبارك جاري كند
بنام خداوند بخشنده مهربان
عزيزان با كمال پوزش از محضر شريف شما بزرگواران مي خوام بعد
از مدت طولاني وب را آپ كنم با يك مطلب جالب وخواندني كه از وب
سايت( آخرالزمان ومهدويت) گرفته شده
مروري بر آخرالزمان
نيروي مخرب ســلاح هاي اتمي بــه خوبي براي همه شناخته شده اســت، ولي حال كه ايالات متحده به اين سلاح ها به عنوان سياست خارجي اش اتكا دارد،
بد نيســت خطر اين كلاهك هاي هســته اي را دوباره يادآوري كنيم . پزشــكان جهان در گزارش سال 2000 خود با هدف جلوگيري از جنگ اتمي، اثرات مخرب يك بمب اتمي يك ميليون تني را شــرح داده اند . هم اكنون در انبارهاي اســلحة ايالات متحــده ده ها بمب از اين نوع وجود دارد . درســت در محــل انفجار بمب اتم كه بيشترين تخريب روي ميد هد، گودالي با عمق 300 و پهناي 1200 پا ايجاد مي شود . در عرض يك ثانيه، در جو زمين گلوله اي از آتش به پهناي نيم مايل به وجود مي آيد . ســطح اين گلولة آتشين، حرارت و نيرويي سه برابر حرارت و نور نقطه مشــابهي در سطح خورشيد را توليد مي كند كه در چند ثانيه، اثري از حيات در زير اين گوي آتشين باقي نمي ماند و سوختگي هاي شديدي را به مردم تا شعاع سه مايلي وارد مي كند .
پس از 12ثانيه، موج انفجار ـ هواي فشردة ناشي از انفجار ـ در شعاع سه مايلي، كارخانه ها و ساختمان ها را با خاك يكســان مي كند . آوار ساختمان ها كه توسط بادهاي ناشي از انفجار كه 250 مايل در ساعت سرعت دارد حمل مي شــود، در تمام منطقه جراحات مرگباري را به مردم وارد مي كند . حداقل 50 درصد مردم منطقه فــوراً جــدا از مرگ هاي ناشــي از تشعشــعات اتمي و طوفان هاي آتشين پس از انفجار است . و البتــه، ايــن وضعيــت كامــلاً فرضي نيســت . بمبهـ ـاي اتمي كه تنها يــك هفدهم يك بمب يك ميليــون تني مخرب بودند در آگوســت ســال 1947 توسط ايالات متحده عليه ژاپن استفاده شد . يك بمب اتمي در هيروشيما انداخته شد و حدود هشتادهزار نفر فــوراً از بين رفتند و حدود دويســتهز ار نفر نيز بعدها در نتيجــة اثرات اين انفجار مردند . پس از آن نيز بمب مشابهي بر فراز شهر » ناكازاكي « انداخته شد . در تاريخ ۷ نوامبر سال 1995، شهردار ناكازاكي خاطرات خود را از اين حمله در برابر دادگاه عدالت بين المللي اين گونه توصيف كرد :
ناكازاكي به شهر مرگ تبديل شد و حتي صداي حشرات نيز به گوش نمي رسيد . پــس از مدتي مــردان، زنــان و كودكان بي شماري در كنار رودخانه » يوراكامي« كه در نزديك شهر ناكازاكي است جمع شدند تا آب بنوشند؛ در حالي كه پوست بدن و صورت آنها مانند كاغذي لايه لايه شــده بود و از صورت و بدنشان آويزان بود . آنهــا در حالي كــه عاجزانه كمك مي خواســتند، يكي پــس از ديگري در آب يا كنار رودخانــه از بين مي رفتند و توده هاي انبوه اجســاد همه جا به چشم مي خــورد . چندين ماه پــس از بمباران اتمي، 7400 نفر از بين رفتند و 7500 نفر نيــز دچار صدمــات جبران ناپذيري شدند . اين جمعيت، دو سوم كل جمعيت ناكازاكي را تشكيل مي داد كه قرباني اين فاجعه شــدند . فاجعه اي كه صحنه اي از » آخرالزمان « ر اپيش چشــم مردمان اين
شهر به نمايش درآورد . چرا اين مردم غيرنظامي كشته شدند؟ دليل آن بود كه غير نظاميان كه 100 درصد قربانيان هيروشــيما و ناكازاكي را تشكيل ميد ادند، در نزديكي اهداف نظامي و صنعتي ژاپن ســاكن بودند . نابودي آنها با وجود اين كه هدف اين بمبــاران اتمي نبود، نتيجة اجتناب ناپذير
انتخاب اين اهداف بود . اين گفته كه سلاح هاي اتمي ما مردم غيرنظامي را هدف قرار نميد هند، بي معني بوده و هست؛ چرا كه قدرت تخريبي عظيم بمب هاي اتمي عــلاوه بر اهداف نظامي، جان ده ها ميليون غيرنظامي بي گنــاه را نيز خواهد خواهد گرفــت . به طور خلاصه، بمب هــاي اتمي بــدون تمايز ميان اهــداف نظامي و غيرنظامي منفجر مي شــوند، مي ســوزانند و با سرعتي كه از ادراك ما خارج اســت، تشعشــع و مــوج انفجار ايجاد مي كنند . امروز ايالات متحدة آمريكا و روسيه، با سلاح هاي اتمي خود كه در حال آماده باش كامل قرار دارند و تنها با فشار يك دكمه فعال مي شوند، هر دقيقه از زندگي ما در قرن بيستو يكم را تهديد مي كنند . در جنگ هاي سنتي، اشتباهات جان هزاران انسان را گرفتــه اســت، ولي اگر قرار باشــد در تصميم گيريبراي اســتفاده از ســلاح اتمي مرتكب اشــتباه شويم، 16 جبران ناپذير خواهد بود و چنين اشتباهي باعث نابودي
ملت ها خواهد شــد . تنها راه كاهــش خطر اين فاجعه، ابتدا خارج نمودن اين سلاح ها از حالت آماده باش كامل و سپس حذف تدريجي تقريباً تمامي اين سلاح هاست .
ايــالات متحده و روســيه بايد هــر دو در جهت حذف سلاح هاي هسته اي تلاش كنند . عــلاوه بر بــه كارگيــري تعداد زيــادي كلاهك هسته اي استراتژيك براي ســال هاي متمادي، دولت بــوش در حال تصميم گيري براي اجــراي برنامه هاي گســترده و پرهزينــة توليــد پرتاب كننده هــاي مدرن موشــك هاي هســته اي و پيشرفت ســلاح هاي اتمي كنونــي اســت و قصــد دارد كلاهك هاي هســته اي جديــدي طراحي كند . همچنيــن برخي اعضاي دولت بوش درصدد توليد نوعي ســلاح هسته اي هستند كه بتوان آن را عليه مخفيگاه هــاي زيرزميني به كار برد . هدف اين طرح ها، تبديل دفاع موشــكي بالســتيك به
ســلاح هاي دفاعي سه گانه اي اســت كه قدرت كشور را براي مقابله با حملة احتمالي دشــمن بهبود ببخشد . همچنين دولت بوش به آزمايشــگاه هاي سراسر كشور دستور داده اســت، تحقيقات براي طراحي سلاح هاي اتمــي جديد را آغــاز كنند و برخــي نواحي » صحراي نوادا « را براي انجام آزمايش هاي زيرزميني هســته اي در آينده آماده سازي كنند . واضح است كه دولت بوش استفاده از ســلاح هاي هسته اي را به عنوان بخشي از نيــروي نظامي آمريكا براي چندين دهة آينده، در نظر گرفته است .
حضور همراه با حســن نيــت در مذاكرات جهاني خلع ســلاح هســته اي، اجباري قانوني و سياسي براي همة اعضاي معاهدة ان،پي،تي به عضويت آن درآمدند . برنامة هسته اي دولت بوش، از ديدگاه بسياري كشورها ناقض ان،پي،تي اســت . اين برنامه به كشورهاي فاقد سلاح هاي هسته اي اعلام مي كند:
مــا كــه قوي تريــن ارتش جهــان را در اختيار داريم، بايد هميشــه ســلاح اتمي داشته باشيم، اما شما كه دشمنانتان كاملا مجهز هستند، حق داشتن سلاح اتمي را نداريد .
اگر ايالات متحده موضع اتمي فعلي خود را ادامه دهــد، به مرور زمان، قطعاً تكثير ســلاح هاي اتمي به ميزان زياد در ديگر نقاط دنيا انجام خواهد شد . ممكن است كشــورهايي چون مصر، ژاپن، عربستان، سوريه و تايــوان نيز به فكر توليد ســلاح ها و مــواد مورد نياز براي توليد سلاح ها به دست تروريست ها و دولت هاي خودسر برسد .
امروز با دانش ساختن يك بمب اتمي ساده، مانند آنچه بر ســر هيروشــيما انداختيم، بسيار ساده و آسان شــده اســت . همين تابستان سال گذشــته بود كه در
جلسه اي در آكادمي ملي علوم » ويليام جي پري « وزير سابق دفاع ايالات متحده گفت : هيــچ وقت بــه انــدازة حــالا از انفجار بمب هاي اتمي وحشت نداشته ايم . خطر حملــة اتمي به ايالات متحدة ۰۵ درصد نسبت به دهة گذشته بيشتر شده است . من نيز با او هم عقيده هستم .
لحظة سرنوشت ساز
امروز ما در لحظه اي حســاس در تاريخ بشــر قرار داريــم . ممكن اســت اين لحظه بحراني تــر از بحران موشــكي كوبا نباشــد، اما كم اهميتتر از آن نيســت . امــروز نه دولت بــوش، نه كنگره، نه مــردم آمريكا و نه مردم ديگر كشــورهاي جهان شكي ندارند كه بايد براي حفاظت از كشورشــان سلاح هاي هسته اي توليد كننــد؛ اما آنها از كاربرد نظامي اين ســلاح ها و قدرت تخريبي آن آگاهي ندارند؛ با خطر استفادة ناخواسته يا تصادفي اين سلاح ها آشنا نيستند و ملاحظات اخلاقي و قانوني اســتفاده از اين سلاح ها را در نظر نمي گيرند . سياست فعلي اتمي، قطعاً منجر به تكثير اين سلاح ها خواهد شد، و در آن صورت همه به اين تنيجه خواهند رســيد كه تنها راه حل، حركت به ســوي حذف كامل سلاح هاي هسته اي است . هنوز بســياري سعي دارند دنبال كنندة سلاح هاي چهل سال پيش باشند، اما اين اشتباهي بزرگ است كه تمامي كشورهاي جهان را در معرض خطرات جبران ناپذيري قرار خواهد داد .
بسم الله الرحمن الرحيم .
آيا خود را شناخته ايم
مولاي متقيان حضرت علي عليه آلاف التحية و الثناء در کلمات قصار شان معياري را از انسان هاي بي عمل وپر توقع به ما داده که براي شناخت خود مان در درجه اول و شناخت افراد پيرامون مان در درجه دوم حايز اهميت است ما مي توانيم با محک زدن خود مان و قرار دادن مان در اين ميزان دقيق از زواياي روحي مان مطلع شويم که در کجاي انسا نيت هستيم وچه شخصيتي داريم. شما هم اين حديث را بخوان و خودت را با آن مقا يسه کن بي بين کي هستي و درکجائي و کدام ازين اوصاف در شما برجسته است ؟
بعد از شناخت خودمان و اين که چه مقدار ازين خصوصيات در ما وجود دارد مي توانيم با تلاش و توکل و توسل خودمان را ازين اوصاف رهائي بخشيد ه اصلاح کنيم .
شخصي از حضرت مولا علي امير المومنين عليه السلام تقاضاي موعظه کرد و گفت« ياعلي عظني» حضرت در جواب فرمود :
لاتَکُن مِمَّن يَرجُو الَاخِرةَ بغَير العَمَل ويُرجي التَّوبَةَ بطُولِ الاَمَل ،يَقُولُ في الدُّنيا بقَولِ الذّاهِدين ، وَيَعمَلُ بِعَمَلِ الرّاغبين ، اِن اُعطِي منها لَم يَشبَع وَاِن مُنِعَ منها لَم يَقنَع ،يَعجِزُ عَنِ شُکر ما اُوتيَ وَيبَتَغي الزِّيادَةَ في ما بَقِيَ ، يَنهي وَلا يَنتَهي ، وَيَأمُر بمالا يَأتي يُحِبُّ الصّالحين وَلايَعمَلُ عَمَلهُم وَيَبغُضُ المُذنِبِين وَهُوَ اَحَدُهُم ،يُکرِهُ المَوتَ لِکِثرَةِ ذُنُوبِه ، وَيُقيمُ علي ما يَکرُهُ المَوت .
مِن اَجلِه اِن ظَلَّ نادماً وَان صَحَّ اَمِنَ لاهِياً يُعجَبُ بنَفسه اذا عُوفيَ وَيَقنُطُ اذا ابتَلي ان اَصابَه البَلاء دَعا مُضطَرّاً وَان نالَه الرَّخاء اَعرَضَ مُغتَرّاً تَغلِبُهُ نَفسُه علي ما يَظُن وَلا يَغلِبُها علي ما يَستَيقِن يَخافُ علي غَيره باَدني من ذَنبِه وَيَرجُو لنَفسِه باَکثَر من عَمَله ان استَغني بَطَرَ وَفُِتِنَ وَ ان افتَقَرَ قَنَطَ وَ َوهَن .يقصر اذاعمل ويبالغ اذا سأل ان عرضت له شهوه اسلف المعصيه وسَوَّفَ التَّوبَة (۱)
فراز اول : از جمله ي کساني نباش که توقع بهشت دارند ولي هيج عملي و هيج تلاشي براي بدست آوردن آن انجام نميدهند ، اميد به توبه بسته اند ولي سر شان پر است از آرزوهاي دور و دراز دنيا ئي (که فرصت توبه را از بين مي برد )
فرازدوم: (وقتي در باره دنيا حر ف ميزنند چنان قشنگ وزاهد مآبانه تحليل مي کنند و پيشا ني شا ن را در باره دنيا ترش مي گيرند) وبا گفتار زاهدان در باره دنيا حرف ميزنند ،اما در مرحله عمل که ميرسند مثل دنيا پرستان به دنيا( مي چسپند و)عمل مي کنند.( از کوچکترين سودي در معاملات شان نميگذرند ) اگر از دنيا به آنها داده شود هر گز سير نمي شوند وبازهم طا لب بيشترند . اگر از آنها چيزي از دنيا گرفته شود قا نع نيستند(وبراي به دست آوردن شان به هر دري مي زنند) ،از شکر گذاري وسپاس گوئي آنچه به آنها داده شده عاجزند ولي خواهان زياد شدن مواهب دنيا ئي براي خود شان هستند .
فراز سوم:مردم را از منکرات نهي ميکنند ولي خود شان نهي نميشوند ( وبلکه گرفتار معاصي هستند) ، ديگران را به خوبي وثواب امر مي کنند ولي خود شان از کارهاي خير چيزي را انجام نميدهند ، نيکوکاران را دوست دارند ولي به روش نيکوکاران آراسته نيستند ،گنهکارا ن را دشمن دارند ولي خود شان به همان گناه مبتلا هستند و انجام مي دهند ،
فرازچهارم: از مر گ بخاطر زيادي گناهان شان ترس دارند ، اما تعجب اين جا ست که برهمان گنهکاري خويش باقي ومصّر هستند ،اگر مشکلي براي شان پيش بيايد ، خدا خدا کردن شان بلند است و هي توبه و انابه در پيش گيرند ،ولي همين که به را حتي رسيدند به لهو ولعب وهوسراني و بيهوده گي مشغول هستند وخدا را فراموش مي کنند اگر احساس بخشودگي کنند عجب وخود بيني شان گُل ميکند ومغرور ميشوند و اما اگر احاس بي توفيقي کنند نا اميد مي شوند وزود تسليم يأس ميشوند، اگر بلائي بهش برسد خدا را با اضطرار مي خوانند واگر به خوشي ورفاه برسند خود را وخداي خود را فرا موش ميکنند از دعا و خدا جوئي اعراض ميکنند.
من اين حديث را با خودم مقا يسه کردم متاسفانه خيلي ازين حالا ت وصفات را در خود يا فتم و ازين بابت خيلي شرمنده شدم وخيلي غمگين وناراحت .
حال اجازه دهيد خودم را مصداق آن قرار داده به تحليل مواردی ازین اين حديث بپردازيم .
قيل از هر سخني بايد ياد آور شوم که اين سخن ، سخن علي است همان انسان شناسي که خدا از علم مخصوص خودش بهره مندش ساخته علي بر راههاي آسمان بهتر از راههاي زمين آگاهي و اشراف دارد . چنين شخصي اگر زبان به سخن گشايد معلوم است که چگونه سخن مي گويد واگر به بيان چيزي پردازد حق مطلب را اداء خواهد کرد .
يَقُولُ في الدُّنيا بقَولِ الذّاهِدين ، وَيَعمَلُ بِعَمَلِ الرّاغبين ، اين چنين آدما که شايد يکي از آنها من باشم هي فقط دوست دارند اداي زاهدين را در بيارن آنهم فقط در گفتار نه در کردار، از دنيا بد گوئي کنند، ظا هراً خود شان را جوري نشا ن دهند که اگر تمام دنيا از دستش برود خم به ابرو نمياروند اما اگر ازش بخواهي که مقداري از دارا ئي وپولش را در راه خدا صرف کنند ويا در فلان مورد خير هزينه اي را متقبل بشوند هر گز قبول ننموده و يا به سختي مي پذيرند ،اگر در موردي سودي را براي شان تصور کنند به هر قيمتي ولو به قيمت بردن عرض و پامال نمودن شرف آدما ولو به بهاي زير پاگذاردن حقوق ديگران خود را به آن سود مي رسا نند
همين فراز از سحن مولا مرا بيچاره کرده من در درون خودم مرا جعه کردم وبا خودم کلنجار رفتم که آ يا مي تونم در قبال يک سود سر شار که از روي نا ديده گرفتن برخي از حقوق ديگران بدست مياد بگذرم ؟ من که نتونستم اين اطمنان را به خود داشته با شم که ازآن سود بخاطر پامال نشدن حق ديگران بگذرم
يَنهي وَلا يَنتَهي ، وَيَأمُر بمالا يَأتي اين فراز دوم ازان اولي سخت تر وترسانند ه تر است . اين خيلي بد ونگران کننده است که کسي با سخن ما راه صواب در پيش گرفته به سعادت برسد اما خود ما ازان سخن مان طرفي نبسته وبه آن عمل نکنيم
شما را به خوبي ها توصيه مي کنم ولي خودم در عمل به آن بهائي نميدهم. اين برايم خيلي رنج آور وزجر دهنده است به همين خاطر است که خيلي ترس دارم از اين که کسي را به معروف سفارش کنم واز ابتلاء به منکر برحذر دارم.
خداي کريم در قران عظيم الشا ن شان در مورد اين جور آدما که ديگران را دستور ميدهند ولي خود شان عمل نميکنند خيلي تعبير تکان دهنده اي دارند «کبر مقتا عند الله ان تقولون مالا تفعلون» آي مبلغين ديني کجائيد؟ آيا به اين آيه توجه کرده ايد وآيا ازآنچه ديگران را منع مي کنيد خود منع شده ايد يا نه ؟ که اگر نشده با شيد واي به حال شما وواي به حال جامعه اي که ما وشما مبلغ ديني شان با شيم
بسم الله الرحمن الرحيم !
( طول عمر حضرت مهدی )
سوا ل :چگونه ممکن است که يک نفر باداشتن بدن طبيعی حدود هزار و دويست سال و يا بيشتر عمر کند ،چنانچه شما دربارهءامام زمان عليه السلام قا ئل هستيد ؟!
وقتی سخن ازمهدی وغيبت او ، قيام وولادت او به ميان می آيد ،ا ولين چيزی که در ذهن زاده می شود وشکل می گيرد سوا ل از درازای عمر حضرت است ؛ اين سوال از دير زمانی در بين مردم مطرح بوده وخصوصا مخا لفين شيعه هميشه به طعنه گفته اند که شيعه برای مهدی شان عمری را ادعا دارند که برای بشر امکان ندارد .در اين تحقيق درنظر داريم به سوال فوق پاسخ دهيم ؛ قبل از پرداختن به پاسخ اين سوال بد نيست نظری داشته باشيم به پاسخی که آقای ابطحی به همين سوال در کتاب( مصلح غيبی) تحت عنوان (سوا ل سی ويکم)اراء داده اند .
به نظر ميرسد پاسخ ايشان ازجهاتی دچار مشکل است :
1 – ايشان پاسخ را باطرح سوالی آغاز کرده اند که:(آيا مرگ برای انسان موضوع غير طبيعی است يا"حيات دائمی وهميشه گی " غير طبيعی ميباشد ؟ آيا حادثه ، مرض ويا فشار روحی انسان را از پا در می آورد يا بدون اينها هم انسان ميميرد ؟)(1)بعد از توضيحاتی در اين زمينه فرموده اند: (فکر نمی کنم دانشمندان مدعی باشند که انسان باز هم ممکن است بدون تمام اين جهات دچار مرگ گردد) از بحث شان اين نتيجه بدست می آيد که اگر حوادث وعلل طبيعی وامراض، سراغ انسان نيايد ،انسان عمر جاودان خواهد داشت وحيات او در همين جهان ابدی خوا هد بود .اين نتيجه گيری مخالف صريح قران است ،آنجا که می فرماِيد: (کل شیء هالک الاوجهه) همه چيز جز خداوند فنا پذير است ؛ يعنی همه چيز پايان دارد جز خداوند که پايان ندارد ؛ به مقتضای اين آيه مبارکه فرضا اگرهيج مرضی و حوادثی برای انسان بوجود نيايد بازهم انسان خواهد مرد وعمر او بپايان خواهد رسيد؛ ولی حد واندازه اين عمر وپايان آن معلوم نيست که ممکن است هزاران سال بعد باشد .پس خوب بود ايشان بحث راطوری ارائه می کردند که نتيجه آن نامعلوم بودن مقدار واندازه عمر باشد نه بی انتها بودن عمرو جاودانه گی آن . از مسلمات آموزه های دينی است که انسان روزی بايد بميرد وازاين گذرگاه (دنيا) عبور کند .بنا بر اين نتيجه ای که ايشان از آن بحث گرفته اند در ست نيست .
2 – ايشان در آن طرح سوال شان حيات را طبيعی و مرگ را غير طبيعی دانسته اند ،که اين را نيز مشکل است بتوان پذيرفت ،زيرا ممکن است گفته شود که حيات ومرگ هردو طبيعی هستند ،چون تناقضی بين طبيعی بودن حيات با طبيعی بودن مرگ وجود ندارد تا اگر يکی راطبيعی دانستيم لازم باشد ديگری را غير طبيعی بدانيم . پس اصل حيات ومرگ هردو طبيعی هستند و از قوانين لا يتغير عالم وجود ند .
3 – جناب آقای ابطحی برای اينکه آن ادعای شانرا مستند وبرهانی کنند ومخالفين ومنکرين طول عمر حضرت را مجاب کنند ،آنرا بر سه مطلب مبتنی می کنند:
الف: نقل تائيداتی از اقوا ل دانشمندان علوم ز يست شناسی مبنی بر امکان طول عمر تا هزاران سا ل .
ب: توضيح جامعيت علم امام نسبت به همه زوايای جهان هستی .
ج : بيان حرمت کارهای که برای بدن ضررکلی دارد .(2)
آنچه ايشان از اقوا ل ونظرات دانشمندان نقل می کند همه يک چيز رابيان وثابت می کنند و آن : امکان درازی عمر انسان برای مدتی طولانی (صدها برابر عمر فعلی انسان)و حفظ قوه و نيروی بدنی به مدت زياد است . اين اقوال و گفتارها نميگويند که بشر هرگزنخواهد مرد و عمر جاودانی خواهد کرد ،درحالی که از اول ادعای شان چنين چيزی استفاده ميشود نه امکان طول عمر که امری واضح و مسلمی است . 4 – ايشان جامعيت علم امام وحرمت ضرر بر نفس را مطرح کرده اند و می خواهند نتيجه بگيرند که چون : امام به همه زوايای زند گی وحيات علم دارند وهمه امراض وحوادث که باعث قطع ريشهء حيات می شود را ميشناسند ،لذا خودرا در معرض آن قرار نداده ويا آنها را دفع وبرطرف می کنند؛ بر اين اساس وقتی علل مرگ وقطع ريشه حيات را دفع کرد – باعلم فراگيری که دارد-معلول (مرگ) محقق نخواهد شد . از ديدگاه اماميه اصل جامعيت علم امام وحرمت ضرر بر نفس پذيرفته شده وثابت است ، اما اينکه از اين مطلب به عنوان برهان در اين زمينه ميتوان استفاده کرد يانه ؟اين امر دقت وبررسی بيشتری لازم دارد ،خصوصا اينکه اشکالاتی هم در اين قسمت ميتوان وارد کرد، از جمله :جامعيت علم امام مخصوص صاحب الامر نيست ، بقيه ائمه نيز اين جامعيت علمی راداشته اند ،آيا آنها موءظف نبودند که بدن شان را از امراض و حوادث حفظ کنند ؟ اگر گفته شود موظف نبودند اين منافی است باوجوب حفظ جان از تهلکه (که اصل مسلمی است در اسلام ) اما اگر گفته شود که موظف بودند ،آيا آنها هرگزمريض نميشدند وآيا آنها علی الظاهر نمردند واز دنيا نرفتند ؟آقای ابطحی در ذيل اين مطلب به حديثی بعنوان مو ئيد اشاره نموده اند که: ما منا الامسموم اومقتول" اولا اين حديث از نظر سند مشکل دارد. وثانيا اين سوال کماکان مطرح استکه آياامام به اين سم وآن قتل که برايش می خواست اتفاق افتد ،عالم بودند يانه؟ اگر بودند برمقتضای وجوب حفظ جان ازان اجتناب ميکردند ومقدمات آنرا دفع می کردند و...؟ به نظر بنده طرح موضوع جامعيت علم اما م ووجوب دفع ضرر در اين مورد خيلی ضروری نيست ، خصوصا اينکه ما برای اثبات طول عمر امام دلائل قاطع وواضح تر ی داريم . علاوه بر اينکه کتاب ايشان برای عموم مردم نوشته شده است وطرح اين گونه بحثها نه تنها راه گشا نيست بلکه آنها را بيشتر حيران وسرگردان ميکند . اين چهار گزينه فوق ضعفهای بود که( در پاسخ جناب آقای ابطحی) به نظر ناقص بنده رسيد .
پاسخ : اما پاسخی که از لابلای کتب بزرگان استخراج کراه ام ودرنظردارم ذيل اين سوا ل مرقوم دارم بدين قرار است :
1 – امکان طول عمر برای انسان :خداوند نسوج وبافت بدنی انسان را طوری قرار داده که استعداد رشد وتکامل وبقاء به مدت طولانی را داراست ، يعنی اگر بدن طبق خواستگاه فطری وطبيعی خود رشد کند وتغذيه شود وبه تمام مايحتاج خود بصورت منظم ودقيق دست رسی داشته باشد وحوادث بيرونی مانع جريان طبيعی رشد ونموی اونگردد، اين بدن استعدادبقاءبرای مدتی بسيار طولانی را دارا می باشد که قطعا صدها يا شايد هزاران برابر اين مدت فعلی - که عادی جلوه کرده – می باشد.اين مطلب ادعاءصرف نيست بلکه دانشمندان علوم پزشکی و زيست شناسی بارها وبه تکرار به اين مطلب اذعان کرده اند ودر آزمايش های مکرر شان اين مطلب به اثبات رسيده است .
ا لف : نظر دانشمندان زيست شناس و پزشکان
زيست شناسان می گويند :عمر بشر حد واندازه ثابتی ندارد ،در طبيعت همه گونه عمربوده است وممکن است باشد؛ وايزمن زيست شناس آلمانی می گويد : مرگ لازمه قوانين طبيعی نيست ودر عالم طبيعت از عمر ابد گرفته تاعمريک لحظه ای همه نوعش هست .آنچه طبيعی وفطری است عمر جاودانی وابدی است ،افسانه عمر نهصدو شصت ونه سا له"متو شلح"(متو شالح)نه مردود عقل است و نه خلاف علم . در همين دوره ء ما ميزان طول عمر بالا رفته است ،ودليلی ندارد که ازين هم بالا تر نرود ويکروزی بيايد که بشر به عمر نهصد ساله برسد .(3 ) دکتر هنری الحيس ميگويد :بايد حد متوسط مرگ ومير رابه حد مرگ ومير اطفال کمتر از ده سال رسانيد واگر اين مسا له عملی شود انسان آينده هشت صد سا ل زندگی خواهد کرد (4) دانشمندان اميدوارند که در آينده نزديک متد و روشی را کشف کنند که بتواندبا




