تبليغاتX
چشم براه موعود

چشم براه موعود

نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد +++ عالم پير دگر باره جوان خواهد شد

هالیوود وعاشورا

هالیوود وعاشورا

روز نامه همشهری را تورق می کردم  به چند آگهی انتشار کتاب بر خوردم که کمی تا قسمتی مرا به تعجب واداشت !!!   در این آگهی ها نوشته بود  کتا ب « برداشت نمادین هالیوود از عاشورا» منتشر شد.   کتاب «نقشه سی آی ای در مورد فرهنگ عاشورا»  منتشر شد .

 به نظر شما این دوکتاب چرا وبرای چه منتشر شده است ؟ آیا نه این  است که جهان به فکر شیعه افتاده است. اگر به تاریخ هزار ساله شیعه مراجعه نمائیم شا ید این حرف را بهتر فهم کنیم . شیعه یک اقلیت زیر پا له شده  ودر طول تاریخ آماج قتل، تاراج، زندان وشکنجه ودشنام قرار داشتند وبرای همیشه تاریخ چوب تکفیر را بر فرق شان احساس می کردند  و.... آیا با توجه به  گذشته ی آن چنانی این توجه معنای عمیق تر ز یک توجه سطحی ندارد ؟؟؟؟

صرف نظراز محتوای کتاب که جه هست وچه مطالبی را در آن  به بررسی وتحلیلی گرفته ولی نفس مطرح شدن حسین وعاشورا در هالیوود  وتوجه و طرح نقشه  سی آی ای  در مورد فرهنگ عاشورا( با این ازآن بوی توطئه میا ید)بدین معنا نیست که جهان متوجه یک سلسله ویژگی هائی در این مکتب گشته اند ؟

جهان عقل ومنطق امروزبا شیعه ارتباط برقرار می کند تابداند این چه مکتبی است که می تواند سید حسن نصر الله  بسازد  می تواند حکومتی به اقتدار  مقا بله با مستکبر ترین قدر ت جهان خلق کند و با صلا بت تمام در مقا بل آن ایستاده نه تنها کم نیا رد بلکه استکبار را وادار به عقب نشینی کند ؟

این نکته هم فرا موش نشود که بزرگ ترین مشکل  شیعه در جهان مهجوریت وناشناخته ماندن آن ومحدود ماندن فرهنگ غنی آن است واین به اثر تلا ش تاریخی دشمنان است تا این فرهنگ در بین مردم را ه نیا بد که آغاز این تلا ش «منع نقل حدیث  اهل بیت در بعد از رحلت رسول گرا می اسلا م »بود  پس طرح تشیع وعاشورا وحسین در جهان به معنای پیروزی  مسلم آن خواهد بود  زیرا با توجه به این که شیعه بر منطق بسیار محکم استوار و با جر یا ن طبیعی فطرت همرا ه است، طرح آن در مجامع علمی وفرهنگی جهان یک گام به جلو خواهد بود .

البته  از توطئه های دشمن هم نبا ید غافل ماند!!!  

به نظر شما این دوکتاب چرا وبرای چه منتشر شده است ؟

نظرات تان را بهم بگید لطفا

+ نوشته شده در  شنبه 1385/11/07ساعت 17:49  توسط حبیب الله ذکی   | 

بسم الله الرحمن الرحيم

     ژنرال مهدي!

 

 

تحليل رمان پر تيراژ تركيه درباره ايران و عصر ظهور

 

احمد گولر

 

يكي از دوستان كه از تركيه براي ديدن ما به برلين آمده بود، بنا بر عادت، چند كتاب هديه آورد كه يكي از آنها، رماني علمي ـ تخيلي در مورد حضرت مهدي(عج) بود كه توجه من را به خود جلب كرد.

اين كتاب علمي ـ تخيلي از نويسنده جواني به نام «تورگان گولر» و در يكي از انتشارات معروف ملي به نام «پوپولي» به چاپ رسيده است.

نام اين كتاب «مهديكس»، (mehdix) است.

نويسنده كتاب، تكنسين كامپيوتر بوده و نكته جالب آن‌كه اين كتاب در مدت سه ماه، به چاپ شانزدهم رسيده است.

 

بي‌شك تنها دليل آن، موضوع كتاب است كه انتظار توده‌هاي عظيم مسلمانان تركيه را براي ظهور حضرت مهدي(عج) و برپايي عدالت در جهان و بازگشت به خويشتن و به دست آوردن شكوه معنوي و مادي گذشته‌ها و... برآورده مي‌كند و همچنين احساسات ملي ضدآمريكايي ضدصهيونيستي ترك‌هاي مسلمان را نوازش مي‌دهد.

از اين نگاه، كتاب جالب بوده و به همين علت، ركورد فروش را شكسته است... اما در اين كتاب، مسئله مهدويت و ظهور، كاملا منحرف شده است، به گونه‌اي كه يك ژنرال لائيك تركيه‌اي، جانشين مهدي موعود(عج) مي‌شود!

 

خلاصه‌اي از اين كتاب 236 صفحه‌اي را با هم مرور مي‌كنيم:

رويدادهاي اين رمان علمي ـ تخيلي در استانبول و به محوريت مسجد معروف «اياصوفيه» مي‌گذرد؛ اياصوفيه همان معبد 1700 ساله جهان مسيحيت و نگين امپراتوري رم شرقي بوده است كه در سال 1453 ميلادي به دست ترك‌هاي مسلمان عثماني، از كليسا به مسجد تبديل شد و تا تأسيس جمهوريت به عنوان بزرگ‌ترين و مهمترين مسجد سرزمين عثماني بود و براي اروپاي مسيحي نيز اين معبد عظيم به عنوان يك جايگاه استراتژيكي مذهبي، مفهوم و معناي خود را هميشه حفظ كرد. به همين دليل، پس از تأسيس جمهوريت به دست «كمال آتاتورك»، اين مكان حساس براي رضايت اروپاي مسيحي از مسجد به موزه تبديل شد.

 

براي ترك‌هاي مسلمان و ملي‌خواه، اين يك شكست بزرگ و تحويل دادن سنگر به دشمن كافر به شمار مي‌رفت و هنوز نيز حسرت خواندن نماز در آن مكان، بر دل نوادگان عثماني سنگيني مي‌كند... .

قهرمان اين رمان، يك ژنرال است؛ يك ارتشبد با چشمان آبي و موهاي طلايي (شبيه آتاتورك) فرمانده ستاد مشترك تركيه.

زمان، سال 2019 است؛ يعني زماني كه قوم يهود و مسيحي، جنگ آرماگدون را پيش‌بيني كرده‌اند!!

 

فرمانده ستاد مشترك تركيه با ديدن خوابي منقلب مي‌شود و در پنجاه سالگي، نخستين نماز صبح را با نگراني و تشويش به جاي مي‌آورد.

او به عنوان مهدي موعود انتخاب شده است؛ اين انتخاب با يك خواب شروع مي‌شود و با الهام تقويت شده و با ارتباط‌هايي از طريق اينترنت و تلفن به كمال مي‌رسد و وي مأمور مي‌شود تا «دجال» را از بين ببرد.

اين «دجال» كيست؟

 

ژنرال ترك از اينترنت كمك مي‌گيرد و كامپيوتر وي به طور غيرعادي او را هدايت كرده و سخنان پيامبر اسلام(ص) را در مورد دجال به وي منتقل مي‌كند؛ دجال، بزرگ‌ترين فتنه بشريت است كه در جايي بين شام و عراق ظهور كرده و دنيا را به فساد خواهد كشيد. وي ادعاي ربوبيت كرده و همگان را منحرف مي‌كند. او يك چشم دارد و بر پيشاني‌اش كلمه «كافر» نوشته شده است. او بهشت را دوزخ و دوزخ را بهشت مي‌نماياند... .

 

ژنرال متقاعد مي‌شود كه دجال يك دولت است و يك نظام بزرگ حكومتي است و كور بودن يكي از چشمان وي نيز به معناي نگرش تك‌بعدي ماده‌پرستي تفسير مي‌شود.

كامپيوتر به وي اين پيام را مي‌دهد: مستضعفان جهان در انتظار تو‌اند! دجال را بكش!

ژنرال ترك‌ بنا بر رهنمودهاي كامپيوتر خود، به دنبال عصاي حضرت موسي مي‌‌گردد. اين عصا و صندوق سكينه براي قوم يهود، ارزش فوق‌العاده‌اي دارد و دارنده آن مي‌تواند با دجال مقابله كرده و او را بكشد.

 

ژنرال ترك اين عصا را با رهنمودهاي كامپيوتر در يكي از شهرهاي تركيه (انتاكيه) پيدا كرده و به دست مي‌آورد.

تنها كمك وي، رهنمودهاي مرموز كامپيوتر و آجودان مخصوص اوست.

در سال 2020 ميلادي، دولت‌هاي اروپايي بار ديگر از تركيه مي‌خواهند كه براي عضويت در اتحاديه اروپا، اياصوفيه را تبديل به كليسا كند. ژنرال ترك از اين درخواست ناراحت شده، براي مقابله به آنان، دستور تبديل اياصوفيه به مسجد را مي‌دهد و اين يعني اعلام جنگ به همه دولت‌هاي اروپايي و آمريكايي.

 

در اينجا نويسنده رمان، از سي نفر خائن ياد مي‌كند كه جلسات محرمانه تشكيل داده و از جانب يهود و مسيح دستور مي‌گيرند كه بسياري از آنان، از سردمداران كشور تركيه هستند.

كامپيوتر وي، ژنرال را از جلسات آنان آگاه ساخته و آنان را به ژنرال معرفي و ژنرال نيز با كمك نخست‌وزير، همگي را دستگير مي‌كند.

در اين هنگام، همه رسانه‌هاي جهان به تركيه حمله كرده و دو كشور آمريكا و اسرائيل، ژنرال ترك را تهديد مي‌كنند تا از تبديل اياصوفيه به مسجد خودداري كند، اما وي در اين كار، مصمم است، به همين دليل، دولت‌هاي غرب، تركيه را وارد بحران‌هاي اقتصادي مي‌كنند و از طرفي مسلمانان كشورهاي اسلامي از تركيه حمايت مي‌كنند و بيداري هيجان‌انگيزي در كشورهاي مسلمان آغاز مي‌شود.

 

روز 19 آگوست 2020 با شركت فرمانده ستاد مشترك تركيه و رئيس‌جمهور و نخست‌وزير در اياصوفيه نمازجمعه برپا مي‌شود. بدين ترتيب، تركيه دگرگون و الگوي تمام كشورهاي اسلامي مي‌شود.

كشورهاي غربي و در رأس آنها آمريكا و اسرائيل، تركيه را تحريم مي‌كنند كه به دنبال آن، اقتصاد تركيه فلج مي‌شود، اما پاكستان، مالزي و ديگر كشورهاي اسلامي به تركيه كمك مالي مي‌كنند. عربستان سعودي در اثر فشار مردم خود مجبور به تعطيل كردن پايگاه‌هاي نظامي آمريكا در كشورش مي‌شود.

 

آمريكا تصميم مي‌گيرد با تركيه بجنگد. اسرائيل نيز در كنار آمريكا قرار مي‌گيرد و در اين هنگام ايران از تركيه حمايت مي‌كند و دو فروند از موشك‌هاي هسته‌ايش را به سوي اسرائيل نشانه گرفته و آماده شليك مي‌كند. به اين ترتيب، اين‌گونه حمايت جانانه ايران نقشه‌‌هاي آمريكا و اسرائيل را به هم مي‌زند و آنان از حمله به تركيه منصرف مي‌شوند.

در اين ميان، جاسوس‌‌هاي مسيحي و يهودي در داخل تركيه، دست به خرابكاري‌هايي مي‌زنند و آمريكا، يكي از ناوگان‌هاي جنگي خود را عازم آب‌هاي اين كشور مي‌كند. ناوگان‌هاي انگليس، فرانسه، آلمان و يونان نيز در آب‌هاي تركيه لنگر مي‌اندازند.

 

در يك برنامه تلويزيوني، آمريكاييان و اسرائيلي‌ها با ديدن عصاي حضرت موسي در دستان ژنرال ترك، تصميم به كشتن وي مي‌گيرند، اما موفق نمي‌شوند، زيرا ژنرال مهدي با كامپيوتر خود از توطئه آنان آگاه مي‌شود.

نيروهاي غربي به فرماندهي اسرائيل، استانبول را محاصره كرده و قصد بازپس‌گيري اياصوفيه را از ترك‌ها دارند، اما از كشورهاي مسلمان اعتراض‌ها بلند شده و مردم اين كشورها از دولت‌هاي خود مي‌خواهند تا به تركيه كمك كنند.

 

در هنگامي كه موشك‌هاي ناوگان‌هاي آمريكايي، آماده شليك به استانبول مي‌شوند، اين بار نيز ايران از تركيه حمايت كرده و رئيس‌جمهور ايران در مصاحبه‌اي مطبوعاتي اعلام مي‌كند: در صورت حمله آمريكا به استانبول ايران نيز اسرائيل را با موشك خواهد زد. اسرائيل نيز وارد معركه شده و تهديد به استفاده از سلاح‌هاي هسته‌اي مي‌كند.

 

ژنرال ترك نگران درگيري با قدرت بزرگ آمريكا و غرب است، اما ناگهان با كمك عصاي موسي در آن سوي اقيانوس؛ يعني آمريكا زلزله بزرگي به وجود مي‌آورد. آمريكا از درون فرو مي‌پاشد و احساسات ضديهود در بين آمريكايي‌ها اوج مي‌گيرد. در اين ميان اسرائيل براي كشتن ژنرال مهدي و به دست آوردن عصاي موسي، چندين بار دست به عمليات‌هاي تروريستي مي‌زند، اما به علت كمك عصاي موسي به ژنرال موفق نمي‌شود.

 

يهوديان آمريكا و اروپا از ترس جان، به اسرائيل پناه مي‌برند و اسرائيل نيز براي كسب موقعيت مذهبي و سياسي در اذهان قوم يهود، تصميم به تخريب مسجدالاقصي مي‌گيرد و ژنرال مهدي را تهديد مي‌كند عصاي موسي را به اسرائيل بدهد، چرا كه در غير اين صورت، اسرائيل كعبه را بمباران خواهد كرد، اما ژنرال مهدي نمي‌ترسد و به مكه رفته و در آنجا نماز مي‌گزارد. اسرائيل مي‌كوشد، هواپيماي ژنرال مهدي را سرنگون كند اما موفق نمي‌شود، زيرا عصاي موسي در دستان ژنرال مهدي است و مهدي موعود مسلمانان شده است. در اين هنگام نيز رئيس‌جمهور ايران از ژنرال مهدي و از كشور تركيه حمايت كرده، اسرائيل را تهديد به حملات موشكي مي‌كند.

 

سپس اسرائيل، تصميم حمله به ايران را بررسي مي‌كند، اما راه به جايي نمي‌برد، زيرا ايران ديگر تبديل به يك قدرت هسته‌اي شده است. به اين ترتيب، اسرائيل، مسجدالاقصي را خراب مي‌كند و اين خشم جهان اسلام و حتي مسيحيان كاتوليك را برانگيخته و پاپ، خواهان خروج اسرائيل از سرزمين‌هاي اشغالي مي‌شود.

اسرائيل مي‌‌خواهد به ايران حمله كند، اما اين بار نيز منصرف مي‌شود، زيرا ايران داراي موشك «ملا ـ 3» با برد 700 كيلومتر است و جنگ با ايران براي اسرائيل خودكشي به شمار مي‌رود.

 

ايران براي حمايت بيشتر از ژنرال مهدي، پنج فروند از موشك‌هاي «ملا ـ 3» را به تركيه مي‌فرستد و در اسانبول مستقر مي‌كند. پاكستان نيز سه فروند موشك هسته‌اي مي‌فرستد. «مهديكس» ‌نگران جنگ است، اما با رهنمودهاي غيبي، متوجه حقيقت كشته شدن نمرود به وسيله مگس كوچك مي‌شود. او نيز با كمك كامپيوتر خود ويروسي را فعال كرده و همه سيستم‌هاي الكترونيكي صهيون را بر هم مي‌زند.

 

در پايان، مهديكس پيروز شده و صهيون را وادار مي‌كند تا مسجدالاقصي را بار ديگر بسازد. پس از اتمام مسجدالاقصي، صهيون را مي‌كشد و سرزمين‌هاي اشغالي به صاحبان اصلي خود؛ يعني فلسطينيان بازگردانده مي‌شود و سربازان اسرائيلي به همراه يهوديان افراطي، سوار بر كشتي شده به آمريكا فرستاده مي‌شوند و مهديكس با پيروزي تمام به تركيه بازمي‌گردد.

در پايان، مهديكس با وظيفه مهم ديگري عازم مأموريت مي‌شود.

 

برگرفته از سايت باز تاب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/11/03ساعت 19:38  توسط حبیب الله ذکی   | 

درد بی درمان

                                        

                                         درد بي درمان

حقیقت واژه تلخی است ، در قاموس ناپاکان ،

من از نقش حقیقتهای حلقاویز میترسم !  برگرفته از وب بوي پيراهن يوسف

علي پس از 25سال سكوت غمبار چون خاردرچشم و استخوان درگلو  برمسند خلافت تكيه زد اما نامردان  نگذاشتند  او جا معه ایدال   را به وجود آورد.  در جنگ صفین که اوضاع بروفق مراد حضرت رقم نخورد وجهال خوارج فریب معاویه را خوردند حضرت با دل پردرد رو به اصحاب نموده گفت:

اُرٍيدُ اَ ن اُدائِيَ بٍكُمُ الناس وَ اَنتُم دائي   من مي خواستم با كمك وياري شما مردم را مداوا كنم ولي شما در د من شديد .

اكثر اوقات وفتي با اين گونه كلمات امام تنها وغريب  رو برو مي شويم اولين چيزي كه  با خود زمزمه مي كنيم اين است كه مخاطب اين كلما ت با شنده گان كوفه وبصره بوده است  وما فقط به غنوان يك مورخ وتماشاگر وقايع تاريخي با آن  برخورد مي كنيم و... آيا واقعا همين طور است ؟  آیا به ما مربوط نيست وما مخاطب اين كلمات نيستيم ؟  گر چه مولا علي در بين ما نيست  فزند علي چطور ؟  نكنه يه روزي همين جمله را مهدي (عج الله) د رمورد ما بر زبان جاري كند  ويا شايد تا حال جاري كرده كه از شدت غفلت ما متوجه نشده ايم ؟  راستش من وقتي با اين فرا ز از درد دل امير المومنين روبرو شدم سخت برخود لرزيدم  وذهنم رفت روي اين فاز كه نكنه يه روزي با ناشي گريهاي ما و خرابكاري هاي ما مهدي (عج الله) فا طمه همين جمله را با نارضايتي تمام د رباره ما در زبان مبارك جاري كند  

+ نوشته شده در  شنبه 1385/10/23ساعت 16:16  توسط حبیب الله ذکی   | 

مروری برآخر الزمان

بنام  خداوند بخشنده مهربان

 عزيزان  با كمال پوزش از محضر شريف شما بزرگواران   مي خوام بعد

 از مدت طولاني وب را آپ كنم با يك مطلب جالب وخواندني كه از وب

سايت( آخرالزمان ومهدويت) گرفته شده

                 مروري بر آخرالزمان
نيروي مخرب ســلاح هاي اتمي بــه خوبي براي همه شناخته شده اســت، ولي حال كه ايالات متحده به اين سلاح ها به عنوان سياست خارجي اش اتكا دارد،
بد نيســت خطر اين كلاهك هاي هســته اي را دوباره يادآوري كنيم . پزشــكان جهان در گزارش سال 2000 خود با هدف جلوگيري از جنگ اتمي، اثرات مخرب يك بمب اتمي يك ميليون تني را شــرح داده اند . هم اكنون در انبارهاي اســلحة ايالات متحــده ده ها بمب از اين نوع وجود دارد . درســت در محــل انفجار بمب اتم كه بيشترين تخريب روي ميد هد، گودالي با عمق 300 و پهناي 1200 پا ايجاد مي شود . در عرض يك ثانيه، در جو زمين گلوله اي از آتش به پهناي نيم مايل به وجود مي آيد . ســطح اين گلولة آتشين، حرارت و نيرويي سه برابر حرارت و نور نقطه مشــابهي در سطح خورشيد را توليد مي كند كه در چند ثانيه، اثري از حيات در زير اين گوي آتشين باقي نمي ماند و سوختگي هاي شديدي را به مردم تا شعاع سه مايلي وارد مي كند .
پس از  12ثانيه، موج انفجار ـ هواي فشردة ناشي از انفجار ـ در شعاع سه مايلي، كارخانه ها و ساختمان ها را با خاك يكســان مي كند . آوار ساختمان ها كه توسط بادهاي ناشي از انفجار كه 250 مايل در ساعت سرعت دارد حمل مي شــود، در تمام منطقه جراحات مرگباري را به مردم وارد مي كند . حداقل 50 درصد مردم منطقه فــوراً جــدا از مرگ هاي ناشــي از تشعشــعات اتمي و طوفان هاي آتشين پس از انفجار است . و البتــه، ايــن وضعيــت كامــلاً فرضي نيســت . بمبهـ ـاي اتمي كه تنها يــك هفدهم يك بمب يك ميليــون تني مخرب بودند در آگوســت ســال 1947 توسط ايالات متحده عليه ژاپن استفاده شد . يك بمب اتمي در هيروشيما انداخته شد و حدود هشتادهزار نفر فــوراً از بين رفتند و حدود دويســتهز ار نفر نيز بعدها در نتيجــة اثرات اين انفجار مردند . پس از آن نيز بمب مشابهي بر فراز شهر » ناكازاكي « انداخته شد . در تاريخ ۷ نوامبر سال 1995، شهردار ناكازاكي خاطرات خود را  از اين حمله در برابر دادگاه عدالت بين المللي اين گونه توصيف كرد :
ناكازاكي به شهر مرگ تبديل شد و حتي صداي حشرات نيز به گوش نمي رسيد . پــس از مدتي مــردان، زنــان و كودكان بي شماري در كنار رودخانه » يوراكامي« كه در نزديك شهر ناكازاكي است جمع شدند تا آب بنوشند؛ در حالي كه پوست بدن و صورت آنها مانند كاغذي لايه لايه شــده بود و از صورت و بدنشان آويزان بود . آنهــا در حالي كــه عاجزانه كمك مي خواســتند، يكي پــس از ديگري در آب يا كنار رودخانــه از بين مي رفتند و توده هاي انبوه اجســاد همه جا به چشم مي خــورد . چندين ماه پــس از بمباران اتمي، 7400 نفر از بين رفتند و 7500 نفر نيــز دچار صدمــات جبران ناپذيري شدند . اين جمعيت، دو سوم كل جمعيت ناكازاكي را تشكيل مي داد كه قرباني اين فاجعه شــدند . فاجعه اي كه صحنه اي از » آخرالزمان « ر اپيش چشــم مردمان اين
شهر به نمايش درآورد . چرا اين مردم غيرنظامي كشته شدند؟ دليل آن بود كه غير نظاميان كه 100 درصد قربانيان هيروشــيما و ناكازاكي را تشكيل ميد ادند، در نزديكي اهداف نظامي و صنعتي ژاپن ســاكن بودند . نابودي آنها با وجود اين كه هدف اين بمبــاران اتمي نبود، نتيجة اجتناب ناپذير
انتخاب اين اهداف بود . اين گفته كه سلاح هاي اتمي ما مردم غيرنظامي را هدف قرار نميد هند، بي معني بوده و هست؛ چرا كه قدرت تخريبي عظيم بمب هاي اتمي عــلاوه بر اهداف نظامي، جان ده ها ميليون غيرنظامي بي گنــاه را نيز خواهد خواهد گرفــت . به طور خلاصه، بمب هــاي اتمي بــدون تمايز ميان اهــداف نظامي و غيرنظامي منفجر مي شــوند، مي ســوزانند و با سرعتي كه از ادراك ما خارج اســت، تشعشــع و مــوج انفجار ايجاد مي كنند . امروز ايالات متحدة آمريكا و روسيه، با سلاح هاي اتمي خود كه در حال آماده باش كامل قرار دارند و تنها با فشار يك دكمه فعال مي شوند، هر دقيقه از زندگي ما در قرن بيستو يكم را تهديد مي كنند . در جنگ هاي سنتي، اشتباهات جان هزاران انسان را گرفتــه اســت، ولي اگر قرار باشــد در تصميم گيريبراي اســتفاده از ســلاح  اتمي مرتكب اشــتباه شويم، 16 جبران ناپذير خواهد بود و چنين اشتباهي باعث نابودي
ملت ها خواهد شــد . تنها راه كاهــش خطر اين فاجعه، ابتدا خارج نمودن اين سلاح ها از حالت آماده باش كامل و سپس حذف تدريجي تقريباً تمامي اين سلاح هاست .
ايــالات متحده و روســيه بايد هــر دو در جهت حذف سلاح هاي هسته اي تلاش كنند . عــلاوه بر بــه كارگيــري تعداد زيــادي كلاهك هسته اي استراتژيك براي ســال هاي متمادي، دولت بــوش در حال تصميم گيري براي اجــراي برنامه هاي گســترده و پرهزينــة توليــد پرتاب كننده هــاي مدرن موشــك هاي هســته اي و پيشرفت ســلاح هاي اتمي كنونــي اســت و قصــد دارد كلاهك هاي هســته اي جديــدي طراحي كند . همچنيــن برخي اعضاي دولت بوش درصدد توليد نوعي ســلاح هسته اي هستند كه بتوان آن را عليه مخفيگاه هــاي زيرزميني به كار برد . هدف اين طرح ها، تبديل دفاع موشــكي بالســتيك به
ســلاح هاي دفاعي سه گانه اي اســت كه قدرت كشور را براي مقابله با حملة احتمالي دشــمن بهبود ببخشد . همچنين دولت بوش به آزمايشــگاه هاي سراسر كشور دستور داده اســت، تحقيقات براي طراحي سلاح هاي اتمــي جديد را آغــاز كنند و برخــي نواحي » صحراي نوادا « را براي انجام آزمايش هاي زيرزميني هســته اي در آينده آماده سازي كنند . واضح است كه دولت بوش استفاده از ســلاح هاي هسته اي را به عنوان بخشي از نيــروي نظامي آمريكا براي چندين دهة آينده، در نظر گرفته است .
حضور همراه با حســن نيــت در مذاكرات جهاني خلع ســلاح هســته اي، اجباري قانوني و سياسي براي همة اعضاي معاهدة ان،پي،تي به عضويت آن درآمدند .  برنامة هسته اي دولت بوش، از ديدگاه بسياري كشورها ناقض ان،پي،تي اســت . اين برنامه به كشورهاي فاقد سلاح هاي هسته اي اعلام مي كند:
مــا كــه قوي تريــن ارتش جهــان را در اختيار داريم، بايد هميشــه ســلاح اتمي داشته باشيم، اما شما كه دشمنانتان كاملا مجهز هستند، حق داشتن سلاح اتمي را نداريد .
اگر ايالات متحده موضع اتمي فعلي خود را ادامه دهــد، به مرور زمان، قطعاً تكثير ســلاح هاي اتمي به ميزان زياد در ديگر نقاط دنيا انجام خواهد شد . ممكن است كشــورهايي چون مصر، ژاپن، عربستان، سوريه و تايــوان نيز به فكر توليد ســلاح ها و مــواد مورد نياز براي توليد سلاح ها به دست تروريست ها و دولت هاي خودسر برسد .
امروز با دانش ساختن يك بمب اتمي ساده، مانند آنچه بر ســر هيروشــيما انداختيم، بسيار ساده و آسان شــده اســت . همين تابستان سال گذشــته بود كه در
جلسه اي در آكادمي ملي علوم » ويليام جي پري « وزير سابق دفاع ايالات متحده گفت : هيــچ وقت بــه انــدازة حــالا از انفجار بمب هاي اتمي وحشت نداشته ايم . خطر حملــة اتمي به ايالات متحدة ۰۵ درصد نسبت به دهة گذشته بيشتر شده است . من نيز با او هم عقيده هستم .

لحظة سرنوشت ساز
امروز ما در لحظه اي حســاس در تاريخ بشــر قرار داريــم . ممكن اســت اين لحظه بحراني تــر از بحران موشــكي كوبا نباشــد، اما كم اهميتتر از آن نيســت . امــروز نه دولت بــوش، نه كنگره، نه مــردم آمريكا و نه مردم ديگر كشــورهاي جهان شكي ندارند كه بايد براي حفاظت از كشورشــان سلاح هاي هسته اي توليد كننــد؛ اما آنها از كاربرد نظامي اين ســلاح ها و قدرت تخريبي آن آگاهي ندارند؛ با خطر استفادة ناخواسته يا تصادفي اين سلاح ها آشنا نيستند و ملاحظات اخلاقي و قانوني اســتفاده از اين سلاح ها را در نظر نمي گيرند . سياست فعلي اتمي، قطعاً منجر به تكثير اين سلاح ها خواهد شد، و در آن صورت همه به اين تنيجه خواهند رســيد كه تنها راه حل، حركت به ســوي حذف كامل سلاح هاي هسته اي است . هنوز بســياري سعي دارند دنبال كنندة سلاح هاي چهل سال پيش باشند، اما اين اشتباهي بزرگ است كه تمامي كشورهاي جهان را در معرض خطرات جبران ناپذيري قرار خواهد داد .

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/09/27ساعت 18:33  توسط حبیب الله ذکی   | 

آیا خود را شناخته ایم ؟

بسم الله الرحمن الرحيم .

آيا خود را شناخته ايم

مولاي متقيان حضرت علي عليه آلاف التحية و الثناء در کلمات قصار شان معياري را از انسان هاي بي عمل وپر توقع به ما داده که براي شناخت خود مان در درجه اول و شناخت افراد پيرامون مان در درجه دوم حايز اهميت است  ما مي توانيم با محک زدن خود مان و قرار دادن مان در اين ميزان دقيق از زواياي روحي مان مطلع شويم که در کجاي انسا نيت هستيم وچه شخصيتي داريم.  شما هم اين حديث را بخوان و خودت را با آن مقا يسه کن بي بين کي هستي و درکجائي و کدام ازين اوصاف در شما برجسته است ؟

 بعد از شناخت خودمان  و اين که چه مقدار ازين خصوصيات  در ما وجود دارد مي توانيم با تلاش و توکل و توسل خودمان را ازين اوصاف رهائي بخشيد ه اصلاح کنيم .

 شخصي از حضرت مولا علي امير المومنين عليه السلام   تقاضاي موعظه کرد و گفت« ياعلي عظني»  حضرت در جواب فرمود :

لاتَکُن مِمَّن يَرجُو الَاخِرةَ بغَير العَمَل ويُرجي التَّوبَةَ بطُولِ الاَمَل ،يَقُولُ في الدُّنيا بقَولِ الذّاهِدين ، وَيَعمَلُ بِعَمَلِ الرّاغبين ، اِن اُعطِي منها لَم يَشبَع وَاِن مُنِعَ منها لَم يَقنَع ،يَعجِزُ عَنِ شُکر ما اُوتيَ وَيبَتَغي الزِّيادَةَ في ما بَقِيَ ، يَنهي وَلا يَنتَهي ، وَيَأمُر بمالا يَأتي  يُحِبُّ الصّالحين وَلايَعمَلُ عَمَلهُم  وَيَبغُضُ المُذنِبِين  وَهُوَ اَحَدُهُم ،يُکرِهُ المَوتَ لِکِثرَةِ ذُنُوبِه ، وَيُقيمُ علي ما يَکرُهُ المَوت .

 مِن اَجلِه  اِن ظَلَّ نادماً وَان صَحَّ اَمِنَ لاهِياً يُعجَبُ بنَفسه اذا عُوفيَ  وَيَقنُطُ اذا ابتَلي  ان اَصابَه البَلاء  دَعا مُضطَرّاً  وَان نالَه الرَّخاء اَعرَضَ مُغتَرّاً  تَغلِبُهُ نَفسُه علي ما يَظُن وَلا يَغلِبُها علي ما يَستَيقِن  يَخافُ علي غَيره باَدني من ذَنبِه  وَيَرجُو لنَفسِه باَکثَر من عَمَله  ان استَغني بَطَرَ وَفُِتِنَ وَ ان افتَقَرَ قَنَطَ وَ َوهَن .يقصر اذاعمل  ويبالغ اذا سأل  ان عرضت له شهوه اسلف  المعصيه  وسَوَّفَ التَّوبَة (۱)

فراز اول :  از جمله ي کساني نباش که توقع بهشت دارند ولي هيج عملي و هيج تلاشي براي بدست آوردن آن انجام نميدهند ، اميد به توبه بسته اند ولي سر شان پر است از آرزوهاي دور  و دراز دنيا ئي (که فرصت توبه را از بين مي برد )

فرازدوم: (وقتي در باره دنيا حر ف ميزنند چنان قشنگ وزاهد مآبانه تحليل مي کنند و پيشا ني شا ن را در باره دنيا ترش مي گيرند)  وبا گفتار زاهدان در باره دنيا حرف ميزنند ،اما در مرحله عمل که ميرسند  مثل دنيا پرستان به دنيا( مي چسپند و)عمل مي کنند.( از کوچکترين سودي  در معاملات شان نميگذرند ) اگر از دنيا به آنها داده شود هر گز سير نمي شوند  وبازهم طا لب بيشترند . اگر از آنها چيزي از دنيا گرفته شود قا نع نيستند(وبراي به دست آوردن شان به هر دري مي زنند)  ،از شکر گذاري وسپاس گوئي آنچه به آنها داده شده عاجزند ولي خواهان زياد شدن مواهب دنيا ئي براي خود شان هستند .

فراز سوم:مردم را از منکرات نهي ميکنند   ولي خود شان نهي نميشوند ( وبلکه گرفتار معاصي هستند) ، ديگران را به خوبي وثواب امر مي کنند ولي خود شان از کارهاي خير چيزي را انجام نميدهند ، نيکوکاران را دوست دارند ولي به روش نيکوکاران آراسته نيستند ،گنهکارا ن را دشمن دارند ولي خود شان به همان گناه مبتلا هستند و انجام مي دهند ،

فرازچهارم: از مر گ بخاطر زيادي گناهان شان ترس دارند ، اما تعجب اين جا ست که برهمان گنهکاري خويش باقي ومصّر هستند ،اگر مشکلي براي شان پيش بيايد ، خدا خدا کردن شان بلند است و هي توبه و انابه در پيش گيرند ،ولي همين که به را حتي رسيدند   به لهو ولعب وهوسراني و بيهوده گي مشغول هستند وخدا را فراموش مي کنند اگر احساس بخشودگي کنند  عجب وخود بيني شان گُل ميکند ومغرور ميشوند و اما اگر احاس بي توفيقي کنند نا اميد مي شوند   وزود تسليم يأس ميشوند، اگر بلائي بهش برسد  خدا را با اضطرار مي خوانند واگر به خوشي ورفاه برسند   خود را وخداي خود را فرا موش ميکنند از دعا و خدا جوئي اعراض ميکنند.  

من اين حديث را با خودم مقا يسه کردم   متاسفانه خيلي ازين حالا ت وصفات را در خود يا فتم و ازين بابت خيلي شرمنده شدم وخيلي غمگين وناراحت .

حال اجازه دهيد خودم را مصداق آن قرار داده به تحليل مواردی ازین اين حديث بپردازيم .

قيل از هر سخني بايد ياد آور شوم که اين سخن ، سخن علي است  همان انسان شناسي که خدا از علم مخصوص خودش بهره مندش ساخته علي بر راههاي آسمان بهتر از راههاي زمين آگاهي و اشراف دارد . چنين شخصي اگر زبان به سخن گشايد معلوم است که چگونه سخن مي گويد واگر به بيان چيزي پردازد حق مطلب را اداء خواهد کرد .

 يَقُولُ في الدُّنيا بقَولِ الذّاهِدين ، وَيَعمَلُ بِعَمَلِ الرّاغبين ، اين چنين آدما  که شايد يکي از آنها من باشم هي فقط دوست دارند اداي زاهدين را در بيارن آنهم فقط در گفتار   نه در کردار، از دنيا بد گوئي کنند، ظا هراً خود شان را جوري نشا ن دهند که اگر تمام دنيا از دستش برود خم به ابرو نمياروند اما اگر ازش بخواهي که مقداري از دارا ئي وپولش را در راه خدا صرف کنند   ويا در فلان مورد خير هزينه اي را متقبل بشوند   هر گز قبول ننموده و يا به سختي مي پذيرند ،اگر در موردي سودي را براي شان تصور کنند به هر قيمتي ولو به قيمت بردن عرض و پامال نمودن شرف آدما ولو به بهاي زير پاگذاردن حقوق ديگران خود را به آن سود مي رسا نند

همين فراز از سحن مولا مرا بيچاره کرده  من در درون خودم مرا جعه کردم وبا خودم کلنجار رفتم  که آ يا مي تونم در قبال يک سود سر شار   که از روي نا ديده گرفتن برخي از حقوق ديگران بدست مياد بگذرم ؟  من که نتونستم اين اطمنان را به خود داشته با شم که ازآن سود بخاطر پامال نشدن  حق ديگران بگذرم

يَنهي وَلا يَنتَهي ، وَيَأمُر بمالا يَأتي  اين فراز دوم ازان اولي سخت تر وترسانند ه تر است . اين خيلي بد ونگران کننده  است که کسي با سخن ما راه صواب در پيش گرفته به سعادت برسد اما خود ما ازان سخن مان طرفي نبسته وبه آن عمل نکنيم

شما را به خوبي ها توصيه مي کنم ولي خودم در عمل به آن بهائي نميدهم.  اين برايم خيلي رنج آور وزجر دهنده است   به همين خاطر است که خيلي ترس دارم از اين که کسي را به معروف سفارش کنم واز ابتلاء به منکر برحذر دارم.

خداي کريم در قران عظيم الشا ن شان در مورد اين جور آدما که ديگران را دستور ميدهند  ولي خود شان عمل نميکنند   خيلي تعبير تکان دهنده اي دارند «کبر مقتا عند الله ان تقولون مالا تفعلون»  آي مبلغين ديني کجائيد؟   آيا به اين آيه توجه کرده ايد  وآيا ازآنچه ديگران را منع مي کنيد خود منع شده ايد  يا نه ؟ که اگر نشده با شيد واي به حال شما وواي به حال جامعه اي که ما وشما مبلغ ديني شان با شيم

-----------------------------

۱- نهج البلاغه، الحکم،شماره ۱۵۰

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/08/15ساعت 22:29  توسط حبیب الله ذکی   | 

دراز عمری حضرت مهدی(عج) ممکن است وغیر معقول نیست

بسم الله الرحمن الرحيم ! 

 ( طول عمر حضرت مهدی )   

سوا ل :چگونه ممکن است که يک نفر باداشتن بدن طبيعی حدود هزار و دويست سال و يا بيشتر عمر کند ،چنانچه شما دربارهءامام زمان عليه السلام قا ئل هستيد ؟!

  وقتی سخن ازمهدی وغيبت او ، قيام وولادت او به ميان می آيد ،ا ولين چيزی که در ذهن زاده می شود وشکل می گيرد سوا ل از درازای عمر حضرت است ؛  اين سوال از دير زمانی در بين مردم مطرح بوده وخصوصا مخا لفين شيعه هميشه به طعنه گفته اند که شيعه برای مهدی شان عمری را ادعا دارند که برای بشر امکان ندارد .در اين تحقيق درنظر داريم به سوال فوق پاسخ دهيم ؛ قبل از پرداختن به پاسخ اين سوال بد نيست نظری داشته باشيم به پاسخی که آقای ابطحی به همين سوال در کتاب( مصلح غيبی)  تحت عنوان (سوا ل سی ويکم)اراء داده اند .

 به نظر ميرسد پاسخ ايشان ازجهاتی دچار مشکل است :

1 – ايشان پاسخ را باطرح سوالی آغاز کرده اند که:(آيا مرگ برای انسان موضوع غير طبيعی است يا"حيات دائمی وهميشه گی " غير طبيعی ميباشد ؟ آيا حادثه ، مرض ويا فشار روحی انسان را از پا در می آورد يا بدون اينها هم انسان ميميرد ؟)(1)بعد از توضيحاتی  در اين زمينه فرموده اند: (فکر نمی کنم دانشمندان مدعی باشند که انسان باز هم ممکن است بدون تمام اين جهات دچار مرگ گردد)  از بحث شان اين نتيجه بدست می آيد  که اگر حوادث وعلل طبيعی وامراض، سراغ انسان نيايد ،انسان عمر جاودان خواهد داشت وحيات او در همين جهان ابدی خوا هد بود .اين نتيجه گيری مخالف صريح قران است ،آنجا که می فرماِيد: (کل شیء هالک الاوجهه)  همه چيز جز خداوند فنا پذير است ؛ يعنی همه چيز پايان دارد جز خداوند که پايان ندارد ؛ به مقتضای اين آيه مبارکه فرضا اگرهيج مرضی و حوادثی برای انسان بوجود نيايد بازهم انسان خواهد مرد وعمر او بپايان خواهد رسيد؛ ولی حد واندازه اين عمر وپايان آن معلوم نيست که ممکن است هزاران سال بعد باشد .پس خوب بود ايشان بحث راطوری ارائه می کردند که نتيجه آن نامعلوم بودن مقدار واندازه عمر باشد نه بی انتها بودن عمرو جاودانه گی آن . از مسلمات آموزه های دينی است که انسان روزی بايد بميرد وازاين گذرگاه (دنيا) عبور کند .بنا بر اين نتيجه ای که ايشان از آن بحث گرفته اند در ست نيست .

2 – ايشان در آن طرح سوال شان حيات را طبيعی و مرگ را غير طبيعی دانسته اند ،که اين را نيز مشکل است بتوان پذيرفت ،زيرا ممکن است گفته شود که حيات ومرگ هردو طبيعی هستند ،چون تناقضی بين طبيعی بودن حيات با طبيعی بودن مرگ وجود ندارد تا اگر يکی راطبيعی دانستيم  لازم باشد ديگری را غير طبيعی بدانيم . پس اصل حيات ومرگ هردو طبيعی هستند و از قوانين لا يتغير عالم وجود ند .

3 – جناب آقای ابطحی برای اينکه آن ادعای شانرا مستند وبرهانی کنند ومخالفين ومنکرين طول عمر حضرت را مجاب کنند ،آنرا بر سه مطلب مبتنی می کنند:

 الف: نقل تائيداتی از اقوا ل دانشمندان علوم ز يست شناسی مبنی بر امکان طول عمر تا هزاران سا ل .

 ب: توضيح جامعيت علم امام نسبت به همه  زوايای جهان  هستی .

 ج : بيان حرمت کارهای که برای بدن ضررکلی دارد .(2)

آنچه ايشان از اقوا ل ونظرات دانشمندان نقل می کند همه يک چيز رابيان وثابت می کنند و آن : امکان  درازی  عمر انسان برای مدتی  طولانی (صدها برابر عمر فعلی انسان)و حفظ قوه و نيروی بدنی به مدت زياد است . اين اقوال و گفتارها نميگويند که بشر هرگزنخواهد مرد و عمر جاودانی خواهد کرد ،درحالی که از اول ادعای شان چنين چيزی استفاده ميشود نه امکان طول عمر که امری واضح و مسلمی  است . 4 – ايشان جامعيت علم امام وحرمت ضرر بر نفس را مطرح کرده اند و می خواهند نتيجه بگيرند که چون : امام به همه زوايای زند گی وحيات علم دارند وهمه امراض وحوادث که باعث قطع ريشهء حيات می شود را ميشناسند ،لذا خودرا در معرض آن قرار نداده ويا آنها را دفع وبرطرف می کنند؛ بر اين اساس وقتی علل مرگ وقطع ريشه حيات را دفع کرد – باعلم فراگيری که دارد-معلول (مرگ) محقق نخواهد شد . از ديدگاه اماميه اصل جامعيت علم امام  وحرمت ضرر بر نفس پذيرفته شده وثابت است ، اما اينکه از اين مطلب به عنوان برهان در اين زمينه ميتوان استفاده کرد يانه ؟اين امر دقت وبررسی بيشتری لازم دارد ،خصوصا اينکه اشکالاتی هم در اين قسمت ميتوان وارد کرد، از جمله :جامعيت علم امام مخصوص صاحب الامر نيست ، بقيه ائمه نيز اين جامعيت علمی راداشته اند ،آيا آنها موءظف نبودند که بدن شان را از امراض و حوادث حفظ کنند ؟  اگر گفته شود موظف نبودند اين منافی است باوجوب حفظ جان از تهلکه (که اصل مسلمی است در اسلام ) اما اگر گفته شود که موظف بودند ،آيا آنها هرگزمريض نميشدند وآيا آنها علی الظاهر نمردند واز دنيا نرفتند ؟آقای ابطحی در ذيل اين مطلب به حديثی بعنوان مو ئيد اشاره نموده اند که: ما منا الامسموم اومقتول" اولا اين حديث از نظر سند مشکل دارد.  وثانيا اين سوال کماکان مطرح استکه آياامام به اين سم وآن قتل که برايش می خواست اتفاق افتد ،عالم بودند يانه؟ اگر بودند برمقتضای وجوب حفظ جان ازان اجتناب ميکردند ومقدمات آنرا دفع  می کردند و...؟ به نظر بنده طرح موضوع جامعيت علم اما م ووجوب دفع ضرر در اين مورد خيلی ضروری نيست ، خصوصا اينکه ما برای اثبات طول عمر امام دلائل قاطع وواضح تر ی  داريم . علاوه بر اينکه کتاب ايشان برای عموم مردم نوشته شده است وطرح اين گونه بحثها نه تنها راه گشا نيست بلکه  آنها را بيشتر  حيران وسرگردان ميکند . اين  چهار گزينه فوق ضعفهای بود که( در پاسخ  جناب آقای ابطحی)  به نظر ناقص بنده رسيد .

 پاسخ : اما پاسخی که از لابلای کتب بزرگان استخراج کراه  ام ودرنظردارم ذيل اين سوا ل مرقوم  دارم بدين قرار است  :

1 – امکان طول عمر برای انسان :خداوند نسوج وبافت بدنی انسان را طوری قرار داده که استعداد رشد وتکامل وبقاء به مدت طولانی را داراست ، يعنی اگر بدن طبق خواستگاه فطری وطبيعی خود رشد کند وتغذيه شود وبه تمام مايحتاج خود بصورت منظم ودقيق دست رسی داشته باشد وحوادث بيرونی مانع جريان طبيعی رشد ونموی اونگردد، اين بدن استعدادبقاءبرای مدتی بسيار طولانی را دارا می باشد که قطعا صدها يا شايد هزاران برابر اين مدت فعلی  - که عادی جلوه کرده – می باشد.اين مطلب ادعاءصرف نيست بلکه دانشمندان علوم پزشکی و زيست شناسی بارها وبه تکرار به اين مطلب اذعان کرده اند  ودر آزمايش های مکرر شان اين مطلب به اثبات  رسيده است .

 ا لف : نظر دانشمندان زيست شناس و پزشکان

  زيست شناسان می گويند :عمر بشر حد واندازه ثابتی ندارد ،در طبيعت همه گونه عمربوده است وممکن است باشد؛ وايزمن زيست شناس آلمانی می گويد : مرگ لازمه قوانين طبيعی نيست ودر عالم طبيعت از عمر ابد گرفته تاعمريک لحظه ای  همه نوعش هست .آنچه طبيعی وفطری است عمر جاودانی وابدی  است ،افسانه عمر نهصدو شصت ونه سا له"متو شلح"(متو شالح)نه مردود عقل است و نه خلاف علم  . در همين دوره ء ما ميزان طول عمر بالا رفته است ،ودليلی ندارد که ازين هم بالا تر نرود ويکروزی بيايد که بشر به عمر نهصد ساله برسد .(3 ) دکتر هنری الحيس ميگويد :بايد حد متوسط مرگ ومير رابه حد مرگ ومير اطفال کمتر از ده سال رسانيد واگر اين مسا له عملی شود انسان آينده هشت صد سا ل زندگی خواهد کرد (4)  دانشمندان اميدوارند که در آينده نزديک متد و روشی را کشف کنند که بتواندبا به کار گيری آن ،اعضاءفرسوده آدمها را تعويض نموده وازين طريق بر طول عمر انسان بيافزايند که آن اعضاء جديد از نسوج بدن خود آن شخص يا فردی ديگری رشد داده شده باشد  نه آن پيوندی که امروز معمول است .

آنچه از سخن بالا وامثال آن که زياد است * بدست می آيد اينست که دراز شدن يا دراز کردن عمر انسان ممکن است واستعداد آن در ذات آدمی نهاده شده است .بر همين اساس دانشمندان هر کدام به يک مرزی خاص که حدس وگمان او بدان رهنمون گشته،در باره زندگی بشر  نظر داده اند : پاولوف مرز طبيعی حيات انسان را 100 سال دانسته اند . ومچنيکوف آنرا 150 تا160قلمداد کرده اند . پزشک معروف آلمانی (گوفلاند)معتقد بود که زندگی عادی بشر 200 سا ل است . فيزيو لو ژيست مشهور قرن نوزده هم (فلو گر) آن را تا 600 سا ل و رو جر بيکن انگليسی تا 1000 سا ل قلمداد کرده  است .( 5)حد اقل نتيجه ای که از اين اختلاف آراء به دست می آيد  اين ست که نفس دراز عمری  امری ممکن و طبيعی است .

ب : معمرين تاريخ

در تاريخ پر فراز و نشيب بشر انسانها ی بوده اند که عمرها ی بسيار طولانی داشه اند ،ما در تاريخ آدمهای 2500 سا له (نوح) وآدمهای زيادی 900 و 800 و 700 و 600 سا له داشته ايم  وهم اکنون علاوه بر حضرت مهدی حضرت خضر را داريم که همه قبول دارند که بيش ازپنج هزارسا ل عمرکرده اند وهنوز زنده هستند.آدم عليه السلام 930 سا ل عمرنموده اند حضرت شيث912 سا ل زندگی کرده اند، انوش 905سال وقينان 910 سا ل و مهللئيل895 سال و يارد 962 سال و متو شالح 969 سا ل ولامک 777 سا ل و...(6) تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل ،اگر به کتب معمرين واستثناءات مراجعه کنيم افراد زيادی خواهيم يافت که عمر های طولانی داشته اند ، وبهترين دليل امکان همان وقوع آنست ،پس در امکان اين که انسان ميتواند عمر هزار وچند هزار سا له داشته باشد بحث وحرفی نيست  وانکار اين مطلب دليل جهل يا لجاج خواهد بود .

2 – استثناءات د رعالم هستی :وقتی ما به تاريخ نظر می افگنيم و حوادث طبيعی را مرور می کنيم ،با پديده های مواجه ميشويم که خارج از قاعده وقانون معمول در هم نوع خود است وحا لت استثنائی دارد که از آن به نادر ا لوجود  يا عجائب الخلقه نيز تعبير ميشود . اين گونه پديده ها که لباس عادت را دريده اند ،گرچه محا ل ذاتی وعقلی نيستند اما محال عادی به حساب می آيند ،مع  ذالک در جهان چنين پديده های وجود دارد وهمه کم وبيش آنرا ديده یا شنيده اند. اگر فرض کنيم که انسان نمی تواند بيش ازحد معمول فعلی  که همان 100 سال است  عمر کند،نوادر واستثناءات را در هيج زمينه ای  نمی توان منکر شد.پس در همان شرائطی که اقتضاءات مجال بيشتر از 100 سا ل عمر  را نميدهد، انسانهای را می توان يافت که چند برابر عمر عادی (طبق شرائط عمومی) بقيه افراد عمر کرده اند . اين استثناءات ونوادر نه تنها در انسان که در تمام پديده های طبيعی وجود دارد . پس هيج استبعادی ندارد که خداوند حضرت ولی عصر(عج) را  بخاطر مصالحی که در حيات او قرار داده استثناءً برای مدت طولانی زنده نگهدارد وخلق خود را از فيوضات وجود او بهر ه مند گرداند، چنانچه در باره حضرت خضر عليه السلام چنين کرده است .

از طرف ديگر، کسی می تواند ادعاکند که انسان نميتواند بيش از 100 سا ل عمر کند  که همه اسرار زيست انسانی را و انواع حيات و عمر را و همه علل بقاء سلامت و دراز و کوتاه زيستن يا عوامل انحلال جسم و مرگ را کشف کرده باشد و هيج مجهولی در اين زمينه باقی نمانده باشد و بعد از چنين احاطه علمی ای تازه  به اين نتيجه رسيده باشد که بشر فلان قدر معين (100 سا ل مثلا) عمر ميکند وبيشتراز آن نميتواند عمر کند .  اگر چنين احاطه ای علمی ای وجودنداشته باشد – که ندارد – ادعای انحصار عمردر 100 سا ل وامثال آن ناشی از جهل  و انجماد فکری است . 

    نتيجه بحث

از مجموع آنچه گفته شد اين نتيجه بدست آمد که : انسان می تواند برای مدت طولانی(هزاران سا ل)عمر کند وزندگی نمايد و امام زمان ،صاحب الامر عجل الله تعالی فرجه الشريف از جمله همين انسانهائی است که ازين عمر طولانی بهره مند شده اند ؛ بلی از بس که ما انسانهای کم عمر و کوتاه حيات را ديده ايم و با آنها سروکار داشته ايم ،عمر وزندگی کوتاه برای ما عادی جلوه کرده وباور کردن عمر بسيار طولانی قدر ی دشوار شده است ،و حال آنکه از نظر علمی ودقت عقلی عمر طولانی کاملا طبيعی و بر مقتضای قواعد و ناموس خلقت است ، و حتی ميتوان گفت که اين عمرهای کوتاه وکم بخاطر خروج از آن  نظم وقانون طبيعی عالم است و بخاطر انحراف از شيوه ء در ست وطبيعی زيست در جهان است .

  آيا نديده ايد  انسانهای که طبيعی تر زندگی می کنند بهره ای بيشتر ی از عمر و مواهب طبيعت دارند و کمتر دچار امراض لا علاج  وصعب العلاج می شوند ، انسانهای اکثراً گياه خوار سالم تر و بانشاط تر از انسانهای اکثراً گوشت خوار  است، و انسانهای که بيشتر   از ميوه تغذيه ميکنند سالم، بانشاط  تر از کسانی است که از ميوه استفاده نمی کنند يا کم استفاده ميکنند، زيرا گياه و ميوه با طبيعت آدمی سازگار تر است. (انسان از حيوانات ميوه خوار است )

 دراز عمری يک پديده کاملا طبيعی و بر وفق قانون و ناموس خلقت است و کسی که عمر کوتاه ميکند دليل است بر ينکه از چارچوبنظم و قانون طبيعت خارج شده و چون انحراف پيدا کرده با چرخ  دنده  های طبيعت بر خورد کرده ونابود شده است .

بر اين اساس درازی عمر حضرت ولی عصر (عج) کاملا بر وفق و طبق ناموس طبيعت  است و چون ايشان کاملا بر مجرای سير طبيعی عالم زندگی می کند ،لذا از مواهب عالم بهتر بهره مند هستند که ازجمله آن مواهب، عمر طولانی است ؛ در يک کلام زندگی حضرت عادی است لذا طولانی است اما زندگی ما انسانها ی امروزی – خصوصا – غير عادی  است لذا کوتاه وبی ثمر  يا حد اقل کم ثمر است وفکر ميکنيم که اين همان عمر عادی است  وحا ل آنکه اين همان عمر غير عادی است .

------------------------------

*-علاقه مندان  می توانند به کتاب (امامت ومهدويت)نوشته صافی گلپايگانی مراجعه کنند .

پينوشتها:

(1) – مصلح غيبی،سيد حسن ابطحی ،ص132 .  

(2) – مصلح غيبی،سيد حسن ابطحی ،ص134 .

(3) – خورشيد مغرب،محمد رضا حکيمی،ص 193،چاپ 23 .

(4) – اطلاعات،شماره 11805 ،به نقل ازامامت ومهدوبت،ص 168 .

(5)– مجله دانشمند،شماره مسلسل 61 –بنقل از امامت ومهدويت ،ص169 .

(6)– بنقل از امامت ومهدويت ،صافی گلپايگانی،ص215

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/07/16ساعت 15:24  توسط حبیب الله ذکی   | 

در لیسه سوریا چه اتفاق افتاد؟

                           

                             بنام خدا وند بخشنده مهربان .

آنچه در این پست می خوانید  گزارشی ایست که در کامنت این جانب گذاشته شده بود ومن ازان جا که مطلب جالب ویک معجزه روشنی(در صورت حقیقت داشتن) بود لازم دانستم به عنوان یک پست در وب بگذارم واز عموم دوستان بخواهم که در مورد آن کسب اطلاع نمایند .

این اتفاق از دو حال خارج نیست :

1- حقیقت دارد وچنین اتفاقی افتاده که در این صورت اعجاز بیمانند  از حضور مولا در پهنه زندگی پر رنج مردم رنج کشیده دیار سوخته می باشد که خود نمایان گر توجه آن غم خوار بیچاره گان به آن مردم است .

2- یا این یک شایعه است وحقیقت ندارد  که در این صورت با ید آسیب شناسی شود که چرا این چنین شا یعاتی آنهم در فضای گنگ وتاریک  وتقریبا آشفته افغانستان اتفاق می افتد ؟

 در سالروز میلاد مهدی فا طمه در لیسه سوریا چه اتفاق افتاد ؟

 زنگ تلفن به صدا در آمد ؛ الو  الو بفرمائید !

- الو سلام ! من از افغانستان، کابل تماس میگیرم آقای «م » شما هستید ؟

- بلی بفرمائید، شما ؟

 - من «س» هستم   می خواستم شما را در جریان یک خبر بس  شگفت انگیز وخارق العاده بگذارم.

- بفرمائید به گوشم چه خبر شده ؟

- در لیسه عالی دخترانه  سوریا که اکثر شاگردان آن را تاجیک ها تشکیل میدهد، در روز پانزده شعبان اتفاق بزرگی افتاده .

- خوب چه اتفاقی  بفرمائید ؟

گفته می شود در روز پانزده شعبان دختران مدرسه در کلا سی جمع شده برای قرائت قران  وقران دوره می خواندند ، چند دقیقه ای از آغاز برنامه گذشته بود که در روی تخته سیاه کلاس(صنف) نوری ظا هر میشود، ظهور این نور با عث تحیّّر افراد حاضر در کلاس می شود . وبعد از اند ک زمانی این نور محو می شود .  شاگردان همراه استا د قران به تلا وت قران ادامه میدهند . بعد از چند دقیقه مختصر که از اولین نور می گذرد  بار دوم نوری با شدت ووضوح بیشتر نمایان می شود که از شدت حیرت حاضرین، دو سه نفر از شا گردان کلا س  از وحشت از حال رفته غش می کند .نور که اول بی صورت بوده  بعد از چند لحظه به تصویری بدل میشود  که آن تصویر چهره یک انسان زیبا وموقر وبا شمشیبر های که در اطراف آن به صورت کم رنگ نمایان بوده .واسپی هم دیده میشده .وگویا احساس میشده که این تصویر انسان ، مشغول حرف زدن است (چیزی شبیه لب خوانی ) اما چیزی شنیده نشده است .  افراد حاضر در کلاس با سر صدا  واظهار حیرت وتعجب از کلاس بیرون دویده بقیه افراد حاضر  در لیسه را خبر می هند.حرف وسخن بالا گرفته شبکه های تلوزیونی خبر می شوند  اولین شبکه که خودش را در صحنه میرساند (آریانا )  بوده.   کادر تصویر برداری شبکه آریانا مشغول تصویر وفیلم برداری  ازین واقعه می شود  (این در حالی است که تصویر به همان قوت اولی با قی است ) بعد از این که فیلم برداری تمام میشود  واین کادر برای این که اولین گذارشگر این صحنه محیر العقول با شد  با سرعت برنامه را برای پخش آماده می کند  ولی متوجه می شود که ازآن همه تصویر برداری هیج اثری وخبری نیست ودوربین ها هیج چیز را  نتونسته  بقاپد فقط تخته سیا ه است و تخته سیا وهیج چیزی دیگری دیده نمیشود بعد از شبکه آریانا دومین شبکه ای که خودش را در محل وقوع این امر شگفت می رساند شبکه تلوزیونی پر طرفدار طلوع بوده است که نیز مثل همکاران  قبلی از صحنه فیلم وعکس های متنوع و از زاویه های متفا وت ،با طمطراق زیاد برمیدارند ودر موقع پخش آن چیزی جز حیرت مشا هده نمی کنند  .  تصویر با تمام مشخصات همچنان باقی است ومیدرخشد  . افراد حاضر در صحنه  تعبیر های متفا وتی از قضیه دارند : یکی تصویر رسول گرامی اسلام می خوانند ودیگری که اعتقاد به ولادت مهدی در این روز دارد می گوید این تصویر مولا مهدی امام عصر است  وآن دیگری ...

قضیه از محفل خصوصی گذر کرده به کاخ ریا ست جمهوری میرسد  آقای خلیلی معاون شیعی رئیس جمهور که از شنیدن این خبر در پو ست نمیگنجد وآن را بی تأمل تصویر حضرت مهدی می خواند به این دلیل که امروز سا لروز ولادت با سعادت آن امام همام است ، بی وقفه به سمت لیسه راه می افتد  واولین اقدام ایشان این است که به شکرانه این آیت الهی وسپاس از خدای ذوالجلال والاکرام ، قربانی ای  را جلو در لیسه سوریا اهدا  می کند. همه این اتفاقها طی چندین سا عت روخ میدهد که در طول این همه مدت تصویر همچنان درخشان موجود است وهمه دارند تماشا یش میکنند . بعد از چندین سا عت، مسئولین امر تصمیم می گیرند که این تخته سیاه را به جائی دیگری منتقل کنند . تا در معرض دید همه قرار داشته با شد و این معجزه جاوید را تماشا کنند . بالا خر تصمیم می گیرند که این تخته را در زیارت گاه سخی جان منتقل کنند  وچنین می کنند .

- واقعا خبر شگفت انگیزی بود  آیا خود شما این اتفاق را به چشم خودت دیدی ونگاه کردی وشکل چهره را خودت دیدی ؟

- نه متاسفانه من در اول خبر نشدم و بعد که خبر شدم تخته ازآن جا منتقل شده بود به سخی جان و آنجاهم آنقدر شلوغ و ازدحام است که من موفق به دیدن نشده ام .

- مگر تا حال آن تصویر وجود دارد ؟

- تصویر به صورت بسیار کمرنگ  ومحو با قی مانده است اما شمشیر واسپ مشخص است.

- خوب شما که ندیدی چگونه با این قا طعیت می گوئی ؟

-  پسر عمه ام که خونه اش نزدیک سخی جان است وبا سخی جان دو سه کوچه بیشتر فا صله ندارد رفته واز نزدیک دیده است .

- خوب  اون پسر عمه ات  قضیه را چه گونه  تعریف کرد ؟

- او گفت فعلا فقط اسپ وشمشیر مشخص است  واما  چهره  تقریبا محو شده است . گروه گروه افردا از تمام نقاط کابل وحتی خارج از کابل برای مشا هده این اعجاز به سخی جان میا یند  از بس ازدحام جمعیت است  جای سوزن انداختن یافت نمیشود .

 

خوانندگان محترم!

 این آن گزارشی بود که در کامنت بنده گذاشته شده بود حال قضا وت  وداوری را به عهده شما دوستان می گذارم تا با اطلاعات و داشته های تان آن را تحلیل وبررسی کنید و اگر واقعیت ندارد  آسیب شناسی کنید که چرا در افغانستان این گونه شا یعات داغ شده و رونق پیدا میکند و عدّه ای بدون بررسی آنرا می پذیرند ؟

- آیااستیصال مردم باعث شده این گونه شا یعات طرفدار داشته با شد ؟

- آیا روح جمعی به سوی حمایت از یک منجی آخر زمانی در حرکت است  و این گونه شا یعات  با آن روح جمعی هم خوانی داره لذا این گونه پر طرفدار میشود ؟

- آیا نا امیدی از سردمداران امروزی جهان ، مدعیان آزادی بشر ،طلایه داران سعادت انسان، با عث شده که مردم منتظر آمدن دستی از غیب باشند ؟

از عموم دوستان تقاضای پاسخ به این پرسشها را داریم .

 

 آنچه د رذیل می خوانید نظر یکی از خوانندگان محترم است که از کابل تماس گرفته واین نظر را گذاشته است :

 

سلام برادر !   من از کابل تماس می گیرم  مطلبتان که نوشته اید تا حدودی درست است . گرچه من روز اول  یعنی در پانزده شعبان کابل نبودم  که چه اتفاق افتاده  ولی بعد از این که شنیدم  رفتم سخی جان واز نزدیک به آن تخته سیاه که از لیسه  سوریا انتقال یا فته بود نگاه کردم  فعلا آنچه در آن تخته دیده می شود یک دست است که شمشیر ی را محکم گرفته وسر اسپ. مخصوصا چشم اسپ خیلی واضح است . اماتمام تخته به صورت یک بوستانی از نخل خرما است . اگر بخواهیم خوب به تصویر بکشیم  با ید بگوئیم که گویا بوستانی از نخل خرما بوده که اسپ سواری ازان جا می خواسته رد شود  ولی بقیه چهره اسپ سوار معلوم نیست فقط دستی وشمشیری وسر اسپی در این تصویر افتاده  وشاهدان عینی می گفتند که در اوائیل همه چیز مشخص بوده  وحتی چهره آدم هم مشخص بوده است ولی فعلا آنچه من دیدم دستی وشمشیری وصورت اسپی .یاعلی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/06/30ساعت 10:55  توسط حبیب الله ذکی   | 

فواید امام غائب

                                   

                                                               بنام خداوند بخشنده مهربان

فوايد امام غائب

 در باره فا يده امام ونقش آن در جهان هستي مطا لب وکتب زيادي نوشته شده و ومقالات مفصلي از بزرگان در اين عرصه موجود است که تارنگار ما در مقا بل آنها خسي در برابر دريا است ولي براي اين که ما نيز از ثواب تحقيق در اين عرصه محروم نبا شيم  نگاهي دوباره به اين مطلب انداخته نتيجه پژوهش خويش را خدمت خواننده گان محترم عرضه ميداريم.  اميد که مورد دقت وتوجه بزرگواران قرا رگيرد. هر کسي که قلم در دست گرفته تا فوايد وجود امام غايب را بررسي کند ، به صورت عمومي وکلي جايگاه ونقش امام را درهستي بررسي کرده است . به عبارت ديگر از جنبه عمومي به نقش وجايگاه امام در هستي پرداخته و فوايد امام را به صورت عموم و مطلق بررسي کرده است . اما حقير ضمن اشاره به جايگاه امام در هستي بيشتر توجه مان را به فوايد امام غائب که موضوع بحث مان قرار داده ايم معطوف داشته و ازين زاويه خاص به روايات نظر مي افگنيم وبررسي خواهيم كرد که در اين مورد چه رواياتي وجود دارد و ميراث مهدوي ما چگونه  به  اين مطلب نظر داشته است. تا آنجائي که وسع وتوان تحقيقي بنده ياري نموده است رواياتي که در اين زمينه خاص، از ائمه اهل بيت ويا رسول گرامي اسلام به ما رسيده کم و انگشت شمار است( البته با مضمون پر بار و عالي و يک جهان حکمت و معرفت) . ما ضمن نقل اين روايات واغماض از بررسي سندي آنها (چون از کتاب معتبري[1] نقل شده ونياز به بررسي سندي ندارد )به تحليل محتواي روايات پر داخته وآراء دانشمندان مان را در اين مورد باز خواني نموده در اخير نتيجه بدست آمده را به نظاره مي نشينيم ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/06/15ساعت 13:24  توسط حبیب الله ذکی   | 

فواید امام غایب

                       بنام خداوند بخشنده مهربان

فوايد امام غائب

 در باره فا يده امام ونقش آن در جهان هستي مطا لب وکتب زيادي نوشته شده و ومقالات مفصلي از بزرگان در اين عرصه موجود است که تارنگار ما در مقا بل آنها خسي در برابر دريا است ولي براي اين که ما نيز از ثواب تحقيق در اين عرصه محروم نبا شيم  نگاهي دو با ره به اين مطلب انداخته نتيجه پژوهش خويش را خدمت خواننده گان محترم عرضه ميداريم.  اميد که مورد دقت وتوجه بزرگواران قرا رگيرد. هر کسي که قلم در دست گرفته تا فوايد وجود امام غايب را بررسي کند ، به صورت عمومي وکلي جايگاه ونقش امام را درهستي بررسي کرده است . به عبارت ديگر از جنبه عمومي به نقش وجايگاه امام در هستي پرداخته و فوايد امام را به صورت عموم و مطلق بررسي کرده است . اما حقير ضمن اشاره به جايگاه امام در هستي بيشتر توجه مان را به فوايد امام غائب که موضوع بحث مان قرار داده ايم معطوف داشته و ازين زاويه خاص به روايات نظر مي افگنيم وبررسي خواهيم كرد که در اين مورد چه رواياتي وجود دارد و ميراث مهدوي ما چگونه  به  اين مطلب نظر داشته است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/06/09ساعت 8:16  توسط حبیب الله ذکی   | 

ضرورت حضور امام حی

ضرورت حضور امام حي

شيخ طا يفه شيعه ،جناب مفيد در قرن چهار هجري ووساير بزرگان در باره غيبت امام عصر فرموده اند :وُجُودُه لُطفٌ وَغَيبَتُه مِنّا ... يعني اين که  خداي به سبب لطف بي پاياني که به بنده گانش دارد ائمه را براي راهنمائي وکمک ودست گيري مخلوقات ماموريت داده است وواسطه فيض خودش قرار داده است  .اما اين که ما ازين نعمت به صورت عمومي وهمه گاني محروم شده ايم اين به خاطر عمل کرد نادرست خودمان وقدر نشناسي ما ازان بزرگواران است.  

اگر بخواهيم به جايگاه امام ونقش آن در زندگي فردي واجتماعي انسان نظري ونگاهي داشته باشيم ،لازم است قبل از آن توجهي ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/05/29ساعت 13:35  توسط حبیب الله ذکی   | 

حوزه علمیه قم ورسا لت جهانی آن

بسم الله الر حمن الر حيم

حوزه علميه قم ورسالت جهاني آن.

پر واضح است  که» قم «هم اکنون در دنيا، براي شيعه و براي دشمنان شيعه از اهميت زيادي برخور دار است. براي شيعه ازين جهت مهم است که مرکز فرهنگ و تفکر ومعدن آثار فکري و ديني او محسوب است . براي دشمنان شيعه ازين جهت مهم است که قم خاري ايست درچشم دشمنان شيعه ودشنه ايست فرو رفته در پهلوي استکبار و اذنابش ،ازين جهت است که  هميشه به شکست وا ضمحلا ل تفکرتراويده از  قم چشم دوخته اند، نه اينکه  منتظر نا بودي آن نشسته اند؛ بلکه براي سقوط ودر هم کوبيدن آن طرح و نقشه دارند وبودجه هاي هنگفتي را براي بر اندازي آن اختصاص داده و صرف ميکنند .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/05/18ساعت 11:5  توسط حبیب الله ذکی   | 

ثبت نام برای اعزام به لبنان

عنوان خبر : سپاه محمد(ص)فرم اعزام به لبنان منتشرکرد

 

(لینک این خبر وفرم ثبت نام در پیوند روزانه موجود است  )

 

»سپاهیان محمد(ص) درحال جمع آوری نیروهایی هستندکه برای اعزام به

 لبنان آمادگی خودرااعلام کرده اند.

                                                         بگزارش سرویس سیاسی البرز این گروه که هنوزوابستگی

                                                       خودرابه هیچ نهادرسمی و یاغیردولتی تائیدنکرده است تاکنون

                                       باایجادصفحاتی برروی اینترنت ثبت نام خودرا ازاین طریق انجام داده است .

                                         درآخرین اطلاعیه این گروه  که  برروی اینترنت   قرارگرفته ثبت نام برای

                                                اعزام نیرو شکل جدیدی بخودگرفته است .

                                                   این گروه ضمن قراردادن فرم ثبت نام ذیل برروی اینترنت

                                                   شماره تلفن 88938821 درتهران رانیزبرای ثبت آمادگی نیروهای

                                                 داوطلب برای اعزام اعلام کرده است .

                                             سن 16سال وهمراه داشتن اصل شناسنامه درهنگام اعزام

                                                    مهمترین شرایط این گروه اعلام شده است .

بسم الله الرحمن الرحیم

توضیحات و شرایط :

تنها داوطلبان بالای شانزده سال اعزام خواهند شد .

داوطلبان به هنگام اعزام می بایست شناسنامه خود را حتما همراه داشته باشند .

تمام فیلدهای زیر را کامل و درست پر کنید .

فرم مورد نظر :

 

Top of Form

نام و نام خانوادگی خود را وارد کنید :

 

 

ایمیل خود را وارد کنید :

 

تلفن ( فوری ) خود را وارد کنید :

 

 

 

 

                                          

 

 

Bottom of Form

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/05/16ساعت 10:18  توسط حبیب الله ذکی   | 

جوابیه کوتاه دوستان در باره پست (دعوت از مدافعاندین ...)



اشاره :آنچه د رذيل مي خوانيد نظرات دوستاني است که لطف نموده در باره پست (دعوت از مدافعان دين براي پاسخ گوئي )ارسال داشته اند که بنده بدون تصرف در آن نقل نموده ام:

 به نظر اينجانب اينکه تا به حال اسلام و احکام حکومتي آن طور که شايسته يک حکومت بر حق اسلامي ست در جامعه -از زمان پيامبر (ص) تا حال- پياده نشده، آزاد گذاشتن و احترام به حقوق انسانها درمکتب اسلام است .. در هر برهه از زمان امام معصوم (ع) و پيامبر (ص) و نايبانشان در اين زمان براي اجراي حدود و جاري شدن عدل در جامعه اسلامي نياز به يک زمينه مساعد براي پياده شدن و اجرا توسط خود مردم داشته اند.... همان طور که ديده ايم در اديان ديگر نيز شرايط ايده آل حکومت داري نسبي بوده و فقط با همکاري و وحدت مردم آن حامعه تحقق پيدا کرده. منتها اسلام در همه امور با دادن اختيار و انتخاب عرصه را بر انسانها تنگ نمي کند.

 شما فکر مي کنيد حضرت علي (ع) توانايي اجراي اتم و اکمل احکام الهي و سنت پيامبر (ص) را نداشتند؟؟؟ خير! مردم پذيرا نبودند ... تحمل اجراي عدل علي (ع) را نداشتند ... اما!
حکومت مهدوي زمان در هم شکسته شدن سنت هاي پيشين است ! و زماني براي استنشاق اسلام ناب محمدي .............. انشاالله
      فاطمه . وبلاگ مصباح الهدي

 

سلام به ذکي عزيز

اما مطلب اينست که: اين دين با تمام حسناتي که دارد چرا پيروان آن خوار و ذليل و ضعيف و فقيرند؟

پاسخ من:

چند نكته قابل تأمل است

1- خوب است تاريخ ايران و جهان را مطالعه كنييم و اوضاع سياسي آمريكا و اروپا در قرن نوزدهم را بررسي كنيم

2- تحت الحمايه و مستعمره اصطلاحاتي است كه كشورهاي جهان سوم به آن نامها ياد ميشد، و اغلب كشورهاي اسلامي مستعمره اروپاييان بودند.

3- تاريخ عثماني و نيز شاهان صفوي و اختلافات آنها ميتواند به پيدا نمودن پاسخ به اين شبهه كمك نمايد.

4- هميشه لازم نيست انتقادات و ايرادات را رد نمود گاهي لازم است به واقعيت‌ها تن داد و ضعف ها را قبول نمود

5- همين حالا شاه سعودي و كويت و ملك‌هاي كشورهاي نفت خيز حاشيه خليج فارس غذاهايي تناول مي كنند كه بوش و بلير در خواب هم نمي بينند. پس ضعيف و فقير نيستند، و اين كه ذليل اند به دليل اين است كه براي تداوم حكومت شان، از مردم سالاري هراس دارند و همه ميدانيم كه رشد از هر نوعش تنها در حكومتهاي مردم سالار ايجاد شده و پيشرفت هاي علمي و صنعتي در اين گونه جوامع صورت ميپذيرد.

6- به نظر حقير هيچ ذلتي بالاتر از حذف معنويت و اخلاق وجود ندارد كه غرب دامنگير آن است، و امروزه مجردهاي 60 ساله و بالاتر در آن كشورها به وفور پيدا ميشود كه كانون گرم خانواده را نديده و با ارضاي شهوات مفت و رايگان به زندگي نكبت باري دچار اند. حريم براي زوجين وجود ندارد و هر زني علاوه بر شوهرش شوهراني و فريندهاي دارد و مردها هم روابط بي حد و حسابي دارند، آمار طلاقها در جوامع بي دين بيش از ما عقب مانده‌هاست!

آرامش رواني كه جوامع دينمدار وجود دارد در جوامع ديگر نيست ، و وجود تعداد فراوان از روانكاوان و روانپزشكان در جوامع غير ديني دليل روشني بر مدعاي ماست، اين در حاليست كه اگر تمام دنيا را هم به فردي بدهند و آرامش روحي را از وي بگيرند هيچ ارزشي نخواهد داشت

7- در خصوص افغانستان انحصار و تماميت خواهي و نيز برداشت نادرست از مذهب عامل بدبختي ما بوده و تا مردم شريف افغانستان به اين نتيجه نرسند كه حضرت ابوحنيفه رضي الله عنه اولا مذهب نساخت و يك فقيه و عالم بود و نهايت يك مرجع تقليد و ثانيا آن بزرگوار هدفش از ايجاد مذهب ايجاد تعصب و فتنه گري نبود و ايشان برخورد خوبي با اهلبيت داشته و از شاگردان امام صاده (ع) ميباشند، و اين كه عبد الحمن ها و طالب ها به نام وي جناياتي مرتكب ميشوند و كشور را به حضيض ذلت ميكشانند امري جداي از دين هست

8- در خصوص ايران اگر بگذارند اين كشور همان طوري كه مسئولانش گفته اند در كمتر از 20 سال جزء كشورهاي صنعتي و پيشرفته اي جهان خواهد شد كه نميگذارند و امروز ميبينيم فن آوري هسته اي ايران كه من يقين دارم سران ايران در ادعاي مسالمت آميز بودن مساله هسته‌اي شان صادق اند چه غوغاي در غرب و آمريكا به پا نموده اند و اگر دوران استعمار گذشته دوران سركوبي آزادي خواهان جهان همچنان ادامه دارد

تو خود حديث مفصل بخوان ازين مجمل

در اخير اگر كشورهاي عربي از جمله عربستان كه بيش از2 مليارد درآمد از مناسك حج دارد و دلارهاي نفتي زيادي هم دارد اگر شاهان شان نابود شود كه انشاء الله خواهد شد و مردم سالاري حاكم گردد به زودترين وقت شاهد جلو زدن شرق از غرب خواهيم بود

موفق باشيد.    نويسنده: نعيم (وبلاگ فقر در افغانستان)    شنبه 31 تير1385 ساعت: 13:32

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/05/08ساعت 17:40  توسط حبیب الله ذکی   | 

اسلام به ذات خود ندارد عیبی...

                                 بسم الله الرحمن الرحيم .

 اسلام به ذات خود ندارد عيبی...

در پست قبلي زير عنوان ( دعوت از مدافعان دين برای پاسخ گوئی ) سوالاتي را از برادر ارجمند مان به اسم هادي که در کامنت يکي از دوستان گذاشته بود ، مطرح نموديم واز بقيه دوستان پاسخ به اين شبهات را تقاضا کرديم . عده اي از عزيزان منت نهاده اقدام به پاسخ گوئي نمو دند .اين حقير نيز با بضاعت اندک وتوان ناچيز اقدام به پاسخ نمودم که اميدوارم خواننده گان گرانقدر با اغماض از نقايص نوشتاري وبيان الکن حقير ،با نظرات سازنده شان آن را کمال بخشند .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/04/29ساعت 9:19  توسط حبیب الله ذکی   | 

دعوت از مدافعان دین برا ی پا سخ گوئی

                                بسم الله الرحمن الرحيم

دعوت از مدافعان دين برای پاسخگوئي  

آنچه د ر ذيل مي خوانيد تشکيک و وترديدي است که يکي از جوانان خوش فکر د رباره کارا ئي دين در عرصه اجتماع و کشور داري نموده اند از عموم کساني که خود را مدافع دين ميدانند ويا مي خواهند که اين تشکيک بي پاسخ نماند دعوت مي شود اين تشکيک را جواب دهند .البته نا گفته نماند که جوابهابا يد منطيقي و مستدل با شد ودشنام به اين وآن وتکفير اين و آن نبا شد براي اين که جوابها همه د ردست رس با شد با گذاشتن کامنت آدرس دهيد تا همه يکجا مرتب شود تا هر که اين تشکيک براش وجود دارد پاسخ در خور ذوق خود را در يافت دارد.

توجه : اين نگاشته د رکامنت وب برادر عزيزم جناب آقاي علي ذکي قرار داده شده بود ولي اين حقير برا ن شدم که اين مطلب را رو کنم تا مورد برررسي قرار گيرد وپاسخ لازم به آن داده شود البته نا گفته نماند که ين تشکيک امروزي نيست خيلي ها به تکرار آنرا مطرح نموده اند  وپاسخ شنيده اند ما هم به نوبه خود مطر ح و منتظر پاسخ دوستان ميمانيم  .(دا گز دا ميدان  )

 سلام دوست عزيز آقاي ذکي! (مخاطب ،علي ذکي است )
از نوشته هاي شما نکات بسيار آموختم هرچند که از مطلب کمال کابلي هم استفاده بردم. من اندر باب دين و مقتضيات زمان و يا قرايت هاي جديد از دين نکات مبهم زيادي را مي بينم. بحث شما دو نفر هم مربوط به همين مقوله است. چندي قبل مطلب کوتاهي در اين باره نوشته بودم که دوستان صاحب نظر آن را درخور جواب نديدند و بي جهت وقت به پاسخ گويي آن حرام نکردند. اين حقير از شما که من باب اداي تکليف به پاسخ دين ستيزان مي پردازيد سوالي دارم. من مي خواهم بدانم که اين دين کامل که تمام کننده نعمت الهي و راهگشاي مشکلات دنيوي و اخروي ماست چرا هيچ گاه مجال پياده شدن در جامعه و دولت را پيدا نمي کند؟ خيلي آسان است که بگوييم اسلام در ذات خود ندارد عيبي هر عيب که هست از مسلماني ماست و تقصيرات را همه بر گردن مسلمين بياندازيم نه اسلام. اما مطلب اينست که اين دين با تمام حسناتي که دارد چرا پيروان آن خوار و ذليل و ضعيف و فقيرند؟

در کدام برهه از زمان و مقطع از تاريخ حکومت اسلامي آنگونه که پيامبر مي خواست برپا شد؟ در کدام حکومت اسلامي در طول تاريخ احکام اسلامي بدون کم و کاست و با برنامه هاي اقتصادي و سياسي اش به اجرا گذاشته شدو خلاصه اين که کدام حکومت ديني واقعا مورد تاييد پيامبر بود؟ و اگر هم بوده است حاصل آن چيست؟ کدام جامعه اسلامي به يمن به کار گيري دستورات اسلام از نگاه اقتصادي و علمي و نظامي از کشور هاي غرب پيشي گرفته است؟ اگر در طول هزار و چهارصد سال در هيچ جامعه اي اسلام و احکام آن به طور درست پياده نشده چه معنايي را مي رساند؟ آيا اين به آن معنا نيست که احکام اسلام در ساحه پراکتيک و عمل غير کار آمد است؟ وقتي در طول چهارده قرن صدها ميليون مسلمان نتوانند يک حکومت اسلامي خالص و بر اساس ارزشهاي اسلام و بي نياز از تيوري هاي غرب تشکليل دهند آيا نا کار آمدي دين اسلام را در حکومت داري و جامعه داري نمي رساند؟ به قول دکتر سروش گلهاي دين سالهاست در بوستان تمدن بشري شگفته اند و بايد رايحه آن معلوم شود و ارزش يابي شوند. يک از راه هاي محک زدن يک تيوري و نظريه آزمايش عملي آن است. اسلام در آزمايش عملي در طول قرن ها چگونه امتحان داده است؟ اين سوالات و پراکنده گويي ها از سر عجز و ناداني اين حقير است و اگر لطف نموده و عزيزي به آن پاسخ دهد ممنون مي شوم.

برگرفته از کامنت وب علي ذکي .

برای دیدن جواب های ارسالی به پیوندهای روزانه وب  تحت عنوان (جوابیه شبهه=۱و...)مرا جعه کنید.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/04/20ساعت 18:16  توسط حبیب الله ذکی   |